انوق
واژهای عربی است که در متون کهن فارسی و عربی معانی گوناگونی یافته است. این واژه در اصل جمع «ناقة» به معنای شتر ماده است، اما در برخی منابع لغوی همچون منتهیالأرب، اقربالموارد و ناظمالاطباء، معنای دیگری نیز برای آن آمده است. در برخی متون، «انوق» به پرندهای شکاری و مردارخوار اشاره دارد که همان «عقاب» یا به تعبیر دیگر «رَخمه» است. این پرنده گاه با ویژگیهای افسانهای و رمزی در زبان و فرهنگ فارسی و عربی همراه شده است.
در ادبیات و امثال عرب، تعبیر «أعزّ من بیضِ الأنوق» برای اشاره به چیزی بسیار نایاب و تقریباً محال بهکار میرود. این عددالامثال نشان از باور قدیم مردم به کمیابی یا حتی غیرممکن بودن یافتن تخم این پرنده دارد؛ چنانکه در منابع لغوی، یافتن آن را از جنس امور خارقعادت میدانستند. ازاینرو، این مثل همانند تعبیر فارسیِ «نایابتر از کیمیا» یا «محالتر از آب در هاون کوبیدن» معنای مجازی یافته است.
در برخی منابع کهن، برای انوق ده خصلت شگفتانگیز برشمردهاند و آن را پرندهای دانا و محتاط دانستهاند. از جمله: مراقبت دقیق از تخمها و حمایت از جوجهها، وفاداری به جفت و خانواده، بازگشت به سرزمین گرم پیش از دیگر پرندگان مهاجر و بازآمدن زودتر از همه در زمان بازگشت، پرهیز از پرواز در ایام بیم و خطر، و فریب نخوردن از پرهای نو و درخشان پیش از استواری آنها. همچنین گفتهاند انوق هیچگاه بیسبب آشیانه را ترک نمیکند و تا زمانی که پرهایش بهطور کامل نروید، از پرواز خودداری میورزد. این ویژگیها، در نگاه ناظران قدیم، نشان عقل، احتیاط، و نظم طبیعی در رفتار این پرنده بودهاند.
لغت نامه دهخدا
انوق. [ اَ وُ ] ( ع اِ ) ج ِ ناقة. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). رجوع به ناقة شود.
انوق. [ اَ ] ( ع اِ ) عقاب. || مرغ مردارخوار. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). رَخمَه. ذات اسمین. ( المزهر ص 339 ).
- امثال:
اعز من بیض الانوق؛ کمیاب تر از تخم مرغ مردارخوار و این مثل را در چیز محال گویند. ( ناظم الاطباء ). گویند انوق را ده خصلت است حفاظت بیضه و حمایت چوزه و الفت بچه و صیانت فرخ از غیر جفت و رفتن از زمین سردسیر به گرمسیر پیش از همه قواطع و بازآمدن پیش از همه رواجع و نپریدن در ایام گریز و فریفته نشدن به پرهای ریزه نو و نبودن پیوسته در آشیانه و نپریدن بپرهای ریزه و منتظر بودن تا دراز و سخت گردد. ( از ناظم الاطباء ) ( آنندراج ).
فرهنگ معین
(اَ نُ ) [ ع. ] (اِ. ) عقاب.
فرهنگ فارسی
عقاب ٠ یا مرغ مردار خوار ذات اسیمن ٠
ویکی واژه
عقاب.
جمله سازی با انوق
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دی در انوقتیکه آن سلطانسیم اندود چرخ چونگفت میکرد خود را در زرافشانی مثل
💡 حال سرسام و علت برسام نزله خانوق با سعال و زُکام