این کلمه واژهای عربی و کهن است که چند معنا دارد و در متون قدیمی به کار رفته است. یکی از مهمترین معنیهای آن درآمدن دندان شتر، بهویژه دندانهای پیشین است. این معنا بیشتر در متون مربوط به دام و طبیعت دیده میشود. شقوء همچنین با واژه «شَقا» هممعنی دانسته شده است. در معنایی دیگر، شقوء به غلبه کردن یا چیره شدن بر کسی اشاره دارد. برخی منابع این واژه را برای شانه کردن موی سر کسی نیز به کار بردهاند. همچنین در کاربردی دیگر، شقوء به معنای زدن فرق سر شخص آمده است. این تنوع معنا نشان میدهد که واژه در بافتهای مختلف معانی متفاوتی داشته است. امروزه شقوء بیشتر یک واژه لغوی و کتابی به شمار میرود و در زبان روزمره کاربرد ندارد.
شقوء
لغت نامه دهخدا
شقوء. [ ش ُ ] ( ع مص ) دندان شتر برآمدن. ( تاج المصادر بیهقی ). شقا. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).برآمدن دندان پیشین. ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). || غلبه کردن کسی را. ( تاج المصادر بیهقی ). و رجوع به شقا شود. || شانه کردن موی سرکسی را. ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). || زدن فرق سر کسی را. ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ).