«اعواق» واژهای عربی و جمع «عوق» است که به معنای مانعها، بازدارندهها و سدها به کار میرود. این واژه به عواملی اشاره دارد که جلوی پیشرفت، حرکت یا انجام کاری را میگیرند. از نظر معنایی، این کلمه میتواند هم موانع مادی و هم موانع غیرمادی را شامل شود. برای مثال، مشکلات فیزیکی، شرایط سخت، یا حتی ترس، تردید و ناآگاهی میتوانند در شمار اعواق قرار گیرند. در نوشتههای اخلاقی و فلسفی، این واژه معمولاً به موانع درونی انسان اشاره دارد؛ موانعی مانند ضعف اراده، غفلت یا نداشتن آگاهی که مانع رشد و کمال فرد میشوند. در متون اجتماعی و تاریخی نیز «اعواق» برای توصیف عواملی به کار میرود که مانع پیشرفت یک جامعه، گروه یا حرکت فکری شدهاند. «اعواق» اغلب همراه با مفاهیمی مانند راه، حرکت، هدف و پیشرفت میآید و نقش آن بیشتر نشان دادن دشواری مسیر است. از نظر زبانی، این واژه حالتی رسمی و کتابی دارد و جایگزینهای سادهتری مانند «موانع» یا «مشکلات» در گفتار روزمره بیشتر استفاده میشوند.
اعواق
لغت نامه دهخدا
اعواق. [ اَع ْ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ عَوق و عُوق، مرد بی خیر و آنکه از خیر بازدارد مردم را و جز آن. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ).
اعواق. [ اِع ْ ] ( ع مص ) سپری شدن. ( ناظم الاطباء ): اعوق بی الدابة او الزاد اعاقة؛ سپری شد. ( منتهی الارب ). از سفر بازماندن: اعوق بی الدابة او الزاد اعواقاً؛ قطع؛ ای عجزت عن السفر. ( از اقرب الموارد ).