با محبت

لغت نامه دهخدا

بامحبت. [ م َح َب ْ ب َ ] ( ص مرکب ) ( از با+ محبت ) که محبت دارد. آنکه با محبت است، دوستدار. محب. و رجوع به محب شود.

فرهنگ فارسی

که محبت دارد دوستدار

ویکی واژه

affettuoso

جمله سازی با با محبت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سه از آن شش با یقین خوف و رجاست پس توکل با محبت با حیاست

💡 نیم دیوانه تنها با محبت همسری دارم سخن با خویش می گویم دلی با دیگری دارم

💡 حق‑سبحانه و تعالی‑بهداود‑‑وحی کرد که حرام کردم محبت خود بر دلهایی که با محبت من محبتی دیگر یاد کنند.

💡 چون حسن یار تا ابد است از خلل بری عهدی که با محبت دلدار کرده‌ایم

💡 به زیر خاک چون من با محبت تو روم دمد ز تربت من تا به حشر مهر گیاه

لحظه یعنی چه؟
لحظه یعنی چه؟
عزیز دل یعنی چه؟
عزیز دل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز