آتش و پنبه

ویکی واژه

آتش‌وپنبه
(مجاز): دو چیز ناسازگار که یکی کاملا غالب بر دیگری باشد. صبر دیدیم در مقابل شوق/ آتش و پنبه بود و سنگ و سبوی. «سعدی»

جمله سازی با آتش و پنبه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 صبر دیدیم در مقابل شوق آتش و پنبه بود و سنگ و سبوی

💡 گفت بابا چون کنم پرهیز من آتش و پنبه‌ست بی‌شک مرد و زن

💡 آتش و پنبه است با هم صحبت سنگین دلان با گرانان پله میزان گردون مایل است

💡 آن سر کشی طبع که در آتش و پنبه است از پر تو عدل تو چو شیر و شکر آمد

💡 آتش و پنبه را چه می‌داری این دو ضدند و ضد نکرد بقا

💡 آتش و پنبه جفت کی گردد خان و مانت به جمله فی گردد

💡 خبر ناگهانی قطع شدن حقوق بازنشستگان، باعث شد تا آتش و پنبه در دل خانواده‌های بسیاری از حقوق‌بگیران بیفتد و نگرانی‌ها را افزایش دهد.

💡 صحبت‌های تند و پرخاشگرانه سیاستمداران در مناظره، باعث شد تا آتش و پنبه در دل مخاطبان بیفتد و فضای آرام جامعه را به هم بزند.

💡 وقتی مدیریت شرکت تصمیم به اخراج تعدادی از کارکنان گرفت، این خبر مانند آتش و پنبه در دل کارگران افتاد و فضای ناامیدی ایجاد کرد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران