اصطیاد

لغت نامه دهخدا

اصطیاد.[ اِ ] ( ع مص ) صید کردن. ( از لطایف و منتخب ) ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). شکار کردن چیزی را. ( منتهی الارب ). صید. ( زوزنی ). شکردن. شکریدن. تصید. شکار کردن. ( ترجمان علامه جرجانی ص 12 ) ( ناظم الاطباء ):
صیاد پیری آمد بر اصطیاد من
داس و کمند و تیر و کمانش چهارتیر.سوزنی.شیر را با پیل نر جنگی فتاد
خسته شد آن شیر و ماند از اصطیاد.مولوی.

فرهنگ معین

( اِ ) [ ع. ] (مص م. ) صید کردن، شکار کردن.

فرهنگ عمید

صید کردن، شکار کردن.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) شکار کردن صید کردن بدست آوردن.

ویکی واژه

صید کردن، شکار کردن.

جمله سازی با اصطیاد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کنند آزاد خرسان گورهای اصطیادی را رها سازند گرگان بره های اختلاسی را

💡 وَ إِذا حَلَلْتُمْ فَاصْطادُوا امر اباحت و تخییر است، میگویند چون از حج و عمره فارغ گشتید، و حلال شدید، دستوری صید کردن هست، اگر خواهید صید کنید، و اگر خواهید مکنید، هم چنان که گفت: فَإِذا قُضِیَتِ الصَّلاةُ فَانْتَشِرُوا فِی الْأَرْضِ، کُلُوا مِنْ ثَمَرِهِ إِذا أَثْمَرَ، فَإِذا وَجَبَتْ جُنُوبُها فَکُلُوا مِنْها. وطا در اصطیاد همچون طا است در اصطبار و اضطجاع و اضطباع و اضطرار.

💡 نوبت آن شد که باز بال و پری کرده باز کنم ز کوی نیاز مرغ دلی اصطیاد

💡 صیاد پیری آمد و بر اصطیاد من داس و کمند و تیر گشاد از چهار تیر

💡 «أَ فَأَصْفاکُمْ رَبُّکُمْ بِالْبَنِینَ» این خطاب با مشرکان عربست که می‌گفتند: الملائکة اناث و انّها بنات اللَّه لذلک سترهم، استفهامست بمعنی انکار و توبیخ، «أَ فَأَصْفاکُمْ» یعنی آثرکم، و الاصفاء الایثار و الاختیار تدخل الطّاء فیها کما تدخل فی الاصطبار و الاصطیاد، یقول تعالی آثرکم و اختصکم بالاجل و جعل لنفسه الادون، «إِنَّکُمْ لَتَقُولُونَ قَوْلًا عَظِیماً» یعظم الاثم فیه و العقوبة علیه.

میلف یعنی چه؟
میلف یعنی چه؟
ورژن یعنی چه؟
ورژن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز