احتباس

لغت نامه دهخدا

احتباس. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) واداشته شدن. ( تاج المصادر ) ( زوزنی ). بازداشته شدن.
- احتباس بول؛ بازایستادن بول.شاشبند. اُسر.
|| واداشتن. ( زوزنی ) ( تاج المصادر ). بازداشتن. || خسیس و ناکس شمردن. || بخل کردن. ( غیاث ). || بند گردیدن. || در زندان شدن. || ( اصطلاح طب ) مقابل استفراغ. مؤلف کشاف اصطلاحات الفنون آرد: احتباس با باء موحده نزداطباء احتقان مواد در بدن باشد. و این لفظ هم بطریق لازم و هم بطریق متعدی استعمال شود. و احتباس طمث نیز از این ماده است، چنانکه در کتاب حدودالامراض بیان کرده است.
- احتباس الطمث؛ مرض مخصوص زنان ( اصطلاح طب ).
- احتباس خون ( اصطلاح طب ).

فرهنگ معین

(اِ تِ ) [ ع. ] (مص. ) در حبس کردن، نگه داشتن چیزی.

فرهنگ عمید

۱. (پزشکی ) = حبس البول
۲. [قدیمی] زندانی شدن، محبوس شدن.
۳. [قدیمی] قطع شدن، بریده شدن.
۴. [قدیمی] خودداری، امتناع.

فرهنگ فارسی

بازداشت شدن، بازداشته شدن، بازایستاده شدن، بندگردیدن، درزندان شدن
وا داشته شدن

ویکی واژه

در حبس کردن، نگه داشتن چیزی.

جمله سازی با احتباس

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 علائم شایع بیماری سوزش ادرار، تکرر ادرار، احساس فوریت دفع ادرار و گاه احتباس ادراری است.

💡 تاکی‌کاردی، سردرد، سرگیجه، اضطراب، خشکی دهان، گشاد شدن مردمک، تاری دید، احتباس ادراری (بخصوص در مردان مسن تر)

💡 در مسیر خروج ادرار از میزراه و نیز در مواقع احتباس ادرار، قرار دادن استنت درون اورترا یا میزراه برای باز نگه داشتن مسیر ادرار و به ویژه تنگی یا انسداد مسیر توسط پروستات، از روش‌های بهینه درمانی است.

💡 تجمع مایعات در بافت‌های بدن سبب ورم می‌شود. احتباس مایعات ممکن است به علت بیماری قلبی، بیماری کبدی یا کلیوی یا اختلال در رگ‌های خونی باشد.

💡 پس در احتباس روح و غلبات شوق او بحضرت و تصرفات واردات غیبی انواع کرامات بر ظاهر و باطن پدید آمدن گیرد «و اسبغ علیکم نعمه ظاهره و باطنه».

💡 طی درمان با این دارو باید وزن بیمار روزانه اندازه‌گیری شود و از نظر احتباس آب کنترل شود.

توبره یعنی چه؟
توبره یعنی چه؟
محتمل یعنی چه؟
محتمل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز