اغیار
اغیار به معنای دیگران یا بیگانگان است و به افرادی اشاره دارد که از یک گروه، قوم یا فرهنگ خاص خارج هستند. این کلمه در متون ادبی و دینی به کار میرود و به نوعی به کسانی که از نظر فرهنگی، اجتماعی یا قومی با یک فرد یا گروه تفاوت دارند، اشاره میکند.
در برخی از متون، اغیار ممکن است به معنای دشمنان یا حریفان نیز به کار رود، به ویژه در زمینههای سیاسی یا نظامی. در این زمینه، اغیار به افرادی گفته میشود که در برابر یک گروه یا قوم خاص قرار دارند و ممکن است تهدیدی برای آنها محسوب شوند.
مترادفها
بیگانگان، غیرها
متضادها
خویش
لغت نامه دهخدا
اغیار. [ اَ ] ( ع اِ ) بیگانگان و این را فارسیان بجای مفرد استعمال کنند. ( آنندراج ). دشمنان. مخالفان محبوب. ( شرفنامه منیری ). یعنی دشمنان و مخالفان محبوب. آنکه یار نباشد. ( مؤید ). ج ِ غَیر، بمعنی سوا، مگر و جز آن. ( المنجد ). مأخوذ از تازی، مردمان اجنبی و بیگانه و نامحرم. ( ناظم الاطباء ). بیگانگان. رقیبان.
فرهنگ معین
(اَ ) [ ع. ] ( اِ. ) جِ غیر، بیگانگان، دیگران، نامحرمان.
فرهنگ فارسی
بیگانگان، دیگران، جمع غیر
( اسم ) جمع غیر بیگانگان دیگران. توضیح در فارسی گاه بجای مفرد استعمال شود: در رخ هر کس که نیست داغ غلامی او گر پدر من بود دشمن و اغیارم اوست. ( مولوی )
جمله سازی با اغیار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تا گل روی تو دیدم همه گلها خارند تا تو را یار گرفتم همه خلق اغیارند
💡 غیرت جگرم سوخت شنیدم چو ز اغیار این راز، که نامحرم آن پردگیانند
💡 زنگ اغیار زدودیم ز آئینه دل آینه تحفه بر یوسف کنعان آرید
💡 و گفت: چنانکه حقتعالی فریضه گردانید بر انبیاء علیهم السّلام ظاهر کردن معجزات و براهین، همچنان فریضه کرد بر اولیا پنهان کردن احوال و مقامات تا چشم اغیار بر آن نیفتد و کس آن را نبیند و نداند.
💡 دوش رندی خلوتی خوش خالی از اغیار داشت حورش از فردوس و غلمانش ز جنت عار داشت