این کلمه در زبان فارسی دارای معانی مختلفی است:
به معنی آمیزنده: در این معنا، این کلمه به عنوان صفتی به کار میرود که به معنای آمیزنده است و در ترکیب با دیگر واژهها برای توصیف عمل یا فرایند ترکیب و ادغام دو یا چند چیز به کار میرود. این مفهوم به وضوح به عمل ترکیب و ایجاد یک نتیجه جدید اشاره دارد.
به معنی آمیخته: در این زمینه، آمیز به عنوان صفتی به کار میرود که به معنای آمیخته است و در ترکیب با واژههایی به کار میرود که نشاندهنده نوعی ترکیب یا ادغام هستند. به عنوان مثال، در واژه مانند حسرتآمیز، این صفت به نوعی حالت خاص و ویژگیهای مربوط به آن چیز را توصیف میکند.
مباشرت و نزدیکی: در این معنا، این واژه به عنوان یک مفهوم عمیقتر به کار میرود که به معنای مباشرت، صحبت، آرمش و نزدیکی با کسی است. این واژه به نوعی از ارتباط و تعامل بین افراد اشاره دارد و نشاندهنده نزدیکی و ارتباط عاطفی یا اجتماعی بین آنهاست. این مفهوم میتواند شامل معاشرت، دوستی یا هر نوع تعامل نزدیک دیگر باشد.
( آمیز ) آمیز. ( نف مرخم ) به معنی آمیزنده، در کلمات مرکّبه، چون در مردم آمیز، رنگ آمیز و جز آن:
امرد آنگه که خوبروی بود
تلخ گفتار و تندخوی بود
چون بریش آمد و بلعنت شد
مردم آمیز و صلح جوی بود.سعدی. || ( ن مف مرخم )به معنی آمیخته، چون در آتش آمیز، حسرت آمیز، خشم آمیز، خصومت آمیز، دُردی آمیز، زهرآمیز، شکرآمیز، شهدآمیز،شهوت آمیز، طعن آمیز، عبیرآمیز، عنبرآمیز، غم آمیز، غمان آمیز، فرقت آمیز، کذب آمیز، کفرآمیز، مشک آمیز، مصلحت آمیز، نوش آمیز و جز آن:
مرا طبع نشگفت اگر تیز گشت
به پیری چنین آتش آمیز گشت.فردوسی.دروغ مصلحت آمیز به از راست فتنه انگیز. ( گلستان ).
مجوی عیش خوش از دور باژگون سپهر
که صاف این سرخم جمله دردی آمیز است.حافظ.خیال خال تو با خود به خاک خواهم برد
که تا ز خال تو خاکم شود عبیرآمیز.حافظ.میان جعفرآباد و مصلی
عبیرآمیز می آید شمالش.حافظ.درنزهةالقلوب حمداﷲ مستوفی عبارت ذیل آمده است: جص، خاک رنگ آمیز است که بقوت آفتاب گچ شود - انتهی. و معنی آن بر نگارنده معلوم نشد. شاید نظایر دیگری پیدا شود و معنی روشن گردد.
و رجوع به آمیغ شود.
آمیز. ( اِمص ) آمیغ. مباشرت. صحبت. آرمش با. نزدیکی با. وقاع. || معاشرت. || آمیزش. ( برهان ). || مخلوط کردن دو چیز یا زیاده با یکدیگر. ( برهان ).
امیز. [ اَ ی َ ] ( ع ن تف ) ممتازتر. برتر: و کان ابن بطلان اعذب الفاظاً و اکثر ظرفاً و امیز فی الادب [ من ابن رضوان ]. ( عیون الانباء ج 1 ص 242 س 3 ).
( آمیز ) ۱. = آمیختن
۲. آمیخته با (در ترکیب با کلمۀ دیگر ): خشم آمیز، عبیرآمیز، مردم آمیز، مشک آمیز، دلم رمیدۀ لولی وشی ست شورانگیز / دروغ وعده و قتال وضع و رنگ آمیز (حافظ: ۵۳۶ ).
۳. (اسم مصدر ) [قدیمی] نزدیکی کردن، مقاربت، جماع.
۴. [قدیمی] همنشینی، دوستی، مراوده.
( آمیز ) ۱ - آمیزش مخلوط کردن. ۲ - معاشرت. ۳ - مباشرت آرمش آمیغ. ۴ - ( اسم ) در بعضی کلمات مرکب بمعنی ( آمیزنده ) آید: مردم آمیز رنگ آمیز. ۵ - ( اسم ) در برخی کلمات مرکب بمعنی ( آمیخته ): حسرت آمیز شهوت آمیز شهد آمیز نوش آمیز.
ممتازتر. برتر
بن مضارعِ آمیختن.
جزء پسین بعضی از کلمههای مرکّب به معنی «آمیخته با»: کفرآمیز، کنایهآمیز، محبت آمیز.
معاشرت کردن، نشست و برخاست کردن، آمیز کردن. همخوابگی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 استخرهای بیانتها بسیار گرانقیمت هستند و نیاز به جزئیات گستردهٔ ساختاری، مکانیکی، و دارند. از آنجا که آنها اغلب در مکانهای مخاطرهآمیز ساخته شدهاست، مهندسی ساختاری صدا بسیار مهم میباشد. هزینههای بالای این استخرها را اغلب در سیستمهای اساسی که آنها را به دامنه کوه میکشاند مییابیم.
💡 و گر خنده روی است و آمیزکار عفیفش ندانند و پرهیزگار
💡 یکی از کاربردهای نقاشی با اسپری گرافیتی است. معرفی رنگهای آئروسل ارزان و قابل حمل، موهبتی برای این هنر بودهاست که در سراسر جهان گسترش یافتهاست. در هنرهای زیبا نیز از رنگ آمیزی اسپری استفاده شدهاست. ژول اولیتسکی، دن کریستنسن، پیتر رجیناتو، سر آنتونی کارو، و ژان میشل باسکیا هم برای نقاشی و هم برای مجسمهسازی از ایربراش استفاده کردهاند.
💡 تکنیکهای بالا هنوز هم مورد استفاده قرار میگیرند ولی استدیکم بُعد تازهای را در عرصهی فیلمبردای ایجاد کرده است. میتوان استدیکم را آمیزهای از تصاویر بدون لرزش سهپایهی فیلمبرداری، حرکت روان دالی و انعطاف فیلمبرداری با دست دانست.
💡 مذاهب فقهی اهل سنت همگی روشهای خاص خود را در تفسیر قوانین اسلامی دارند و از آنجا که این مذاهب روشهای روشنی را برای تفسیر این قوانین بیان شدهاست، تفاوتهای اندکی در فقه آنها موجود است. گرچه در گذشته درگیری بین مذاهب اغلب خشونتآمیز بودهاست، امروزه چهار مذهب اهل سنت اعتبار یکدیگر را به رسمیت میشناسند و در طول قرنها در بحثهای علمی با یکدیگر تعامل داشتهاند.
💡 مخبرالسلطنه سپس مینویسد؛ که از او خواسته است تا به ایران رفته، رهبری نهضت را به عهده بگیرد. اما او گله میکند، که؛ تنها است! مخبرالسلطنه میگوید؛ کار را یک نفر میکند. این تشویقهای ایرانیان، باعث حرکت سردار اسعد میشود. البته اقدام موفقیتآمیز بختیاریها، در فتح اصفهان نیز به او امیدواری بیشتری داده بود.
💡 طغرل سلجوقی بر سوریه و ارمنستان مسلط شد. سپس چشم به بغداد دوخت و این زمانی بود که این شهر در رنج خشونت و تعصب غوطهور شدهبود. طغرل بیک در پوشش قصد زیارت مکه، با نیرویی سنگین وارد عراق شد و در مورد مقاصد صلحآمیز و اطاعتش از خلیفه به او اطمینانهایی داده، از او اجازه بازدید از پایتخت را خواست.
💡 خوش آنکه در نظر غیر چون سلام کنم دهی جواب سلام تبسمآمیزی