باژگون به معنای واژگون، سرنگون یا وارون است، این واژه به حالتی اشاره دارد که چیزی به طور کامل برعکس یا معکوس شده باشد. به عنوان مثال، اگر یک شیء به حالت ایستاده باشد و به یکباره به زمین بیفتد یا به صورت وارونه قرار گیرد، میتوان گفت که آن شیء باژگون شده است.
در زبان فارسی، باژگون میتواند به معانی مختلفی در زمینههای گوناگون به کار رود. به عنوان مثال، در ادبیات و شعر، این واژه ممکن است به توصیف وضعیتی اشاره کند که در آن نظم یا ترتیب طبیعی چیزها به هم خورده و به حالت نامتعادل درآمده است.
همچنین، در زمینههای اجتماعی و فرهنگی، این وازه به معنای تغییرات بنیادین و معکوس در ساختارها یا ارزشها نیز به کار میرود. به طور کلی، باژگون به معنای تغییر حالت به سمت وارونگی یا سرنگونی است و میتواند در توصیف وضعیتهای مختلف به کار گرفته شود.
باژگون. ( ص مرکب ) معکوس. مقلوب. ( فرهنگ شعوری ج 1 ورق 180 ). وارون. واژون. واژگونه. باژگونه. وارونه. ناراست. منکوس. ( از منتهی الارب ):
چون طبع جهان باژگونه بود
کردار همه باژگون فتاد.مسعودسعد.باژگون نعل ها نگر به جهان
شاه اندر لباس بنده نهان.بهاءالدین ولد.مجوی عیش خوش از دور باژگون سپهر
که صاف این سر خم جمله دردی آمیزست.حافظ.گر نخیزد زحل بطاعت تو
باژگون کار میشود هندو.مولانا یحیی ( از فرهنگ شعوری ).- باژگون بخت؛ برگشته بخت.
- باژگون کردن؛ وارون کردن.
(ژِ )(ص مر. )سرنگون، وارون. باژگونه و بازگونه و واژگونه و واژگون و باشگون و باشگونه نیز گفته می شود.
واژگون، سرنگون، وارون: مجوی عیش خوش از دور باژگون سپهر / که صافِ این سر خُم جمله دُردی آمیز است (حافظ: ۱۰۰ حاشیه ).
واژگون، سرنگون، وارون، بازگون و بازگونه، و باشگون و باشگونه هم گفته شده
( صفت ) سرنگون وارون.
سرنگون، وارون. باژگونه و بازگونه و واژگونه و واژگون و باشگون و باشگونه نیز گفته میشود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چو باژگونه سخن گفت کار نیک افتاد رقیب را که از پار دم عنان کردم
💡 زینش ز پشت رخت نگون از چه رو دگر تخت فلک چو بخت زمین باژگون نشد
💡 باژگون دریاست پنداری سحاب اندر هوا کز تکش ریزد همی بر دشت در شاهوار
💡 شید صلاح و شرک دین عشق خطا صفا گنه مصحف باژگون نگر مفتی بی کتاب را
💡 گویند سوی چین نرود هیچ کاروان وین رسم باژگونه بود در زمان تو