فرهنگ فارسی
( صفت ) منسوب به احتیاط کاری که از روی احتیاط و دوراندیشی صورت گیرد.
( صفت ) منسوب به احتیاط کاری که از روی احتیاط و دوراندیشی صورت گیرد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در سال ۱۹۷۶، دادستانی دستور دستگیری پدر و مادر آنهلیز میشل و همچنین کشیشان ارنست آلت و آرنولد رنز را به دلیل قتل از روی بیاحتیاطی و غفلت داد. در جریان پرونده، نبش قبر صورت گرفت و نوارهای ضبط شدهای کشف شد که نشان میداد، شرایط سخت جنگیری ۱۱ ماه طول کشیده که در نهایت این شرایط باعث مرگ آنهلیز شدهاست.
💡 اقدامات احتیاطی باید در افرادی انجام شود که تشخیص قطعی دیابت دارند و درمورد آنتی سایکوتیکهای آتیپیک به همراه سایر داروهایی که بر قند خون تأثیر میگذارند، احتیاط میشود و برای پیشگیری از افزایش قند خون کنترل آن باید بهطور منظم انجام گیرد.
💡 نخستین نمایش آقای ایمنی، فیلمی پویانمایی به مدت ۶ دقیقه و ۱۳ ثانیه بود که در سال ۱۳۷۴ از صدا و سیما پخش شد. در این پویانمایی از ساختار سهپردهای پیروی شدهبود و در آن دختر بینامی که به «باغ امید» معروف شد بهدلیل بیاحتیاطی راهی بیمارستان میشد.
💡 در موضوع مغرب، زمان فرارسیدن نماز مغرب و افطار را همان غروب آفتاب میداند و قائل به فاصله احتیاطی نیست. غره شهور قمریه را هم طلوع ماه بر کره زمین دانسته قائل به افق و تفکیک کشورها بر حسب مرزهای جغرافیایی نمیباشد و اختلاف موجود بین کشورهای اسلامی را یک امر سیاسی زیان بار میداند نه یک مسئله شرعی؛ زیرا جنبه غالب و عملی در احکام اسلام، ایجاد وحدت بین امت است نه انتشار تفرقه.
💡 دفع نمودن و پژوهش در برزیل میان دو نهاد پلیس جداگانه تقسیم می گردد. نیروهای "پلیس نظامی" ایالتی فقط وظایف حمایت از نظم را عهده دارند. برهمین اساس، سازمان های"پلیس مدنی" تنها متصدی رسیدگی به جرم می باشند. با این شرایط کنونی، در سطح فدرال، پلیس فدرال هم وظایف احتیاطی و هم پژوهشی جنایت های فدرال را عهده دارند.