آموزشی

لغت نامه دهخدا

( آموزشی ) آموزشی. [ زِ ] ( ص نسبی ) طالب علم. دوستدار آموختن:
بدو گفت دانا شود مرد پیر
که آموزشی باشد و یادگیر.فردوسی.

فرهنگ معین

( آموزشی ) (زِ ) (ص نسب. )۱ - تعلیمی. ۲ - دوستدار آموختن.

فرهنگ عمید

( آموزشی ) ۱. مربوط به آموزش.
۲. [قدیمی] طالب علم و دوستدار آموختن: بدو گفت دانا شود مرد پیر / که آموزشی باشد و یادگیر (فردوسی۲: ۲۴۶۰ ).

فرهنگ فارسی

( آموزشی ) ( صفت ) منسوب به آموزش. ۱ - تعلیمی تعلیماتی: امور آموزشی. ۲ - طالب علم دوستدار آموختن: بدو گفت دانا شود مرد پیر که آموزشی باشد و یاد گیر ( فردوسی ).

ویکی واژه

مربپط به آموزش. مناسب برای کار آموزش. تعلیمی.
دوستدار دانش و آموختن.

جمله سازی با آموزشی

💡 این اصلاح شامل اقداماتی نظیر برپایی مدارس آموزشی برای تعلیم بهتر کشیش‌ها در زمینه امور معنوی و الهیات کاتولیک، تشکیل طریقت‌های نوین که بیشتر بر ابعاد معنوی حیات مذهبی تأکید دارند نظیر یسوعی‌ها، ایجاد محکمه‌های انکیزیسیون و جنبش‌های معنوی جهت ارتباط مستقیم با مسیح می‌شود.

💡 جمعیت بهزیستی و آموزشی فرح پهلوی، بنیاد ملکه پهلوی، بنیاد نیکوکاری شمس پهلوی، بنیاد اشرف پهلوی، سازمان‌های ملی رفاه نابینایان و ناشنوایان، سازمان ملی رفاه خانواده، انجمن ملی توانبخشی ایران، انجمن ملی حمایت کودکان، جمعیت حمایت کودکان بی سرپرست، جمعیت حمایت کودکان کر و لال، انجمن ملی حمایت معلولان، جمعیت کمک به جذامیان، جمعیت حمایت مسلولین، جمعیت ملی مبارزه با سرطان

💡 وی در دوران فعالیت خود در تلویزیون ملی ایران به ساخت مستندهای مردم‌شناسانه و آموزشی پرداخت. از جمله این آثار «آندره مالرو و تمدن ایران در موزه لوور»، «عاشورا در روستای دوان»، «قالیشویان»، «موزه تاریخ طبیعی»، «دکتر قریب»، «عید قربان» و «مهاجرین جنگ» از جمله مستندهای او هستند. پرآوازه‌ترین مستند او «گلِ قالی» (۱۳۵۳) است که در جشنواره‌های خارج از ایران نیز جایزه‌ای را به دست آورد.