آزرده دل

لغت نامه دهخدا

( آزرده دل ) آزرده دل. [ زَ دَ / دِ دِ ] ( ص مرکب ) آزرده جان:
اگر برنخیزد به، آن مرده دل
که خسبند از او مردم آزرده دل.سعدی.

فرهنگ معین

( آزرده دل ) ( ~. دِ ) (ص مر. ) رنجیده، ملول، آزرده خاطر.

فرهنگ عمید

( آزرده دل ) ۱. دلتنگ.
۲. ملول. رنجیده.

فرهنگ فارسی

( آزرده دل ) ( صفت ) رنجیده ملول.
آزرده جان

ویکی واژه

آزرده‌دل
(مجاز): رنجیده، ملول، آزرده خاطر. ای تو دل آزار و من آزرده دل/ دل شده ز آزارِ دل‌آزار زار. «منوچهری»

جمله سازی با آزرده دل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گلگشت چمن با دل آسوده توان کرد آزرده دلان را سر گلگشت چمن نیست

💡 زنهار، میازار دلم، میترسم گردد ز دل آزردنم، آزرده دلت!

💡 شبی شد گفت و گو بین زن و شوی در آن آزرده دل گشت آن بلاجوی

💡 حال من دل خسته خرابست، هلالی آزرده دلی دارم و غم خوار ندارم

💡 جانم آزرده دلم سوخته ستخوانم کوفت خانمانم را از گرد علایق همه روفت

💡 تا گروهی زیدآزرده دل از خار جفا چرخ از خاک بر انگیخت گلندامی چند

شب خانه یعنی چه؟
شب خانه یعنی چه؟
ماتیک یعنی چه؟
ماتیک یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز