«باشد» صورت صرفی فعل «بودن» در زمان حال التزامی و گاهی در نقش فعلی مستقل در زبان فارسی است که برای بیان وجود، تحقق، یا پذیرش یک وضعیت به کار میرود و از پرکاربردترین واژهها در گفتار و نوشتار محسوب میشود. این واژه در مکالمات روزمره اغلب بهمعنای قبول کردن، موافقت نمودن یا رضایت دادن استفاده میشود؛ بهگونهای که گوینده با گفتن «باشد» نشان میدهد با پیشنهاد، درخواست یا نظر طرف مقابل مخالفتی ندارد. «باشد» در متون رسمی و ادبی میتواند نقش دعایی یا آرزویی داشته باشد، مانند زمانی که برای تحقق امری نیک یا مطلوب به کار میرود و بار معنایی امید، خواست قلبی یا توکل را منتقل میکند. در زبان نوشتاری، این واژه گاهی بهعنوان فعل ربطی به کار میرود تا حالتی، صفتی یا موقعیتی را به نهاد جمله نسبت دهد و پیوند معنایی میان اجزای جمله برقرار سازد. این کلمه در ساختارهای دستوری میتواند نشانهای از التزام، احتمال یا شرط نیز باشد و به همین دلیل در جملات شرطی و رسمی کاربرد قابل توجهی دارد.
باشد
لغت نامه دهخدا
باشد. [ ش َ ] ( فعل دعایی ) و باشد که... ( از مصدر بودن ) یحتمل. یُمکِن. شاید. کاش. کاشکی. امید است. محتمل است. بُوَد. لَعَل َّ:
آبی بروزنامه اعمال ما فشان
باشد توان سترد حروف گناه از او.حافظ.بمعنی تمنی و ترجی است. ( شعوری ج 1 ص 156 ). رجوع به بودن شود.
فرهنگ عمید
۱. برای بیان پذیرش چیزی گفته می شود، خیلی خوب: باشد، فردا می آیم.
۲. برای بیان آرزو یا امید به کار می رود، امید است که، بُوَد: آبی به روزنامهٴ اعمال ما فشان / باشد توان سترد حروف گناه از او (حافظ: ۸۲۶ حاشیه ).
۳. [قدیمی] شاید، ممکن است.
فرهنگ فارسی
شاید و کاشکی
جمله سازی با باشد
💡 نه فرزند همراه باشد نه خویش ز گیتی نبیند کسی نزد خویش
💡 مگر دادگر باشدت رهنمای چو بیرون شوی زین سپنجی سرای
💡 درین منصب تأمّل کن نکو تو ازین خوشتر کرا باشد بگو تو