بازگیری

لغت نامه دهخدا

بازگیری. ( حامص مرکب ) مصادره. نگاهداری موقتی اموال اشخاص به توسط دولت در موقع احتیاج و برای مصلحت عمومی. ( لغات مصوبه فرهنگستان ) ( فرهنگ رازی ).
بازگیری. ( اِخ ) دهی است از دهستان میان خواف بخش خواف شهرستان تربت حیدریه که در 12 هزارگزی باختر راه شوسه عمومی تربت حیدریه به نیازآباد واقع است. ناحیه ای است کوهستانی با آب و هوای معتدل و حدود پنجاه تن سکنه، محصول آن غلات و شغل مردمش زراعت و راه آن مالرو است. آب آن از قنات تأمین میشود. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 9 ).

فرهنگ عمید

۱. گرفتن چیزی از مال کسی.
۲. ضبط کردن مال کسی، مصادره.

فرهنگ فارسی

مصادره

جمله سازی با بازگیری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در بزرگی کی روا باشد که تشریفات را از فرشته بازگیری آنگهی بخشی به دیو

💡 محاکمه نتوانسته‌است یک زمانی را نشان دهد که در آن سربازگیری ممانعت شده باشد. آن‌ها نتوانستند یک زمانی را نشان دهند که در آن نافرمانی، خیانت و انکار از سربازی اتفاق افتاده باشد.

💡 او در یک مصاحبه در اکتبر ۲۰۰۶ گفت که می‌خواهد تمام تمرکزش را بر روی بازگیری بگذارد تا به موزیک.

💡 و چون از حد بیرون شود زبان بازگیری و اعراض کنی و در حق ظالم مبالغت بیشتر کنی از آن که در حق فاسق، مگر کسی که ظلم بر خاص تو کند، آنگاه عفو کردن و احتمال نیکوتر بود. و سیرت سلف در این مختلف بوده است و گروهی مبالغت کرده اند در درشتی برای صلابت و سیاست شرع را.

💡 ور می لب بازگیری از گلستان ساعتی از خمار و سرگرانی هر سمن گردد سه من

ترد کردن یعنی چه؟
ترد کردن یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز