بادبان یکی از اجزای مهم و اساسی در کشتیها و قایقها به شمار میرود. این سازه پارچهای یا بادی، به کمک وزش باد، کشتی را به حرکت در میآورد و به ناخدای آن اجازه میدهد تا به سمت مقصد خود برود. در اندازهها و اشکال مختلف طراحی میشوند و هر یک وظیفه خاصی را بر عهده دارند. نوع آن و نحوه نصب آن میتواند تأثیر زیادی بر عملکرد کشتی در دریا داشته باشد. در واقع، نه تنها وسیلهای برای حرکت هستند، بلکه نمادی از فرهنگ دریانوردی و هنر ناوبری نیز به شمار میروند. بسیاری از ملوانان با توجه به تجربه و دانش خود، میتوانند با تنظیمات مناسب بادبانها، از حداکثر توانایی کشتی بهرهبرداری کنند. همچنین، بادبانها در تاریخ بشر نقش مهمی ایفا کردهاند و به گسترش تجارت و ارتباطات میان ملل مختلف کمک کردهاند. بدین ترتیب، بادبانها نه تنها یک ابزار کارآمد در دریانوردی محسوب میشوند، بلکه بخشی از تاریخ و هویت فرهنگی جوامع دریایی نیز هستند.
بادبان
لغت نامه دهخدا
بادبان. ( اِ مرکب ) پرده ای باشد که بر تیر کشتی بندند. ( برهان )( آنندراج ) ( انجمن آرا ). جامه ای که در رخ باد در جهاز و کشتی بندند از جهت سرعت سیر. ( شرفنامه منیری ). تیر که بوقت جستن باد در کشتی راست دارند و جامه بر آن آویزند تا در رفتن خطا نکند و بشتاب رود. ( صحاح الفرس ). جَل. شراع. قِلع. ( منتهی الارب )
فرهنگ معین
(اِمر. ) ۱ - پارچه ای که به دکل کشتی بندند تا با وزیدن باد کشتی به حرکت درآید، شراع. ۲ - آستین، گریبان، قبا. ۳ - کنایه از: آدم سبکسری که با مردم موأنست کند. ۴ - پیاله، ساغر. ۵ - پس و پیش گریبان.
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱- پرده ای که بر تیر کشتی بندند شراع. ۲ - تیرکشتی. ۳ - کشتی. ۴ - دست زیر و دست بالای قبا را گویند که از دو طرف بر زیر بغل چپ و راست بسته شود دو روی. قبا که در زیر بغل چپ و راست بسته میشود. ۵- گریبان قبا جیب. ۶ - پس و پیش گریبان.۷ - آستین قبا.۸ - سر آستین. ۹- پیاله ساغر جام. ۱٠ - شخص سبکروحی که با مردم موئ انست کند بر خلاف لنگر که شخص ناگوار باشد. یا بادبان اخضر. آسمان و فلک وعرش. یا بادبان چرخ. مهتاب روشنی ماه. یا بادبان سبز.
فرهنگستان زبان و ادب
{sail} [حمل ونقل دریایی، ورزش] صفحه ای گسترده و عموماً پارچه ای برای به کارگیری نیروی پیش رانش باد در به حرکت در آوردن قایق در آب
جمله سازی با بادبان
💡 حسن جانان می رباید دل ز ما حسن و دل آن کشتی و این بادبان
💡 دست زن بر بر دامن شرع رسول هاشمی زان که بی آن بادبان، کشتی نیاری بر کنار