باحث

لغت نامه دهخدا

باحث. [ ح ِ ] ( ع ص ) کاونده زمین و کاونده سخن. ( غیاث ). بحث کننده. کاونده. تفتیش کننده. پژوهنده.
- امثال:
کالباحث عن الشفره. ( منتهی الارب )( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).
کالباحث عن حتفه بظلفه. رجوع بفرائدالادب در آخر المنجد شود.

فرهنگ معین

(حِ ) [ ع. ] (اِفا. ) بحث کننده، جوینده.

فرهنگ عمید

۱. بحث کننده.
۲. کاونده.

فرهنگ فارسی

( اسم ) جوینده پرسنده کاونده بحث کننده: اگر باحثی بحث کند...

جمله سازی با باحث

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هشت سال نیز در علوم حدیث با علی قمی مباحثه و مذاکره داشت و نسخه کتاب وسایل الشیعة خود را با نسخه‌ای که به خط شیخ حر عاملی بود، مقابله کرده‌است.

💡 از ویژگی‌ها مهم‌ترین ویژگی این کتاب، عمومی بودن ترجمه و نام گذاری خطبه‌ها، حکمت‌ها و نامه‌های علی بن ابی طالب می‌باشد. به نحوی که ۱۵۰۰ عنوان برای این مباحث انتخاب شده‌است.

💡 زندگی او همزمان با حیات دانشمندانی چون تئوفراستوس، دیودوروس کرونوسی و کراتس تبسی بود. مباحث مورد علاقه او منطق و دیالکتیک بود و متأسفانه هیچ یک از آثار وی باقی نمانده است.

💡 جامعیت مباحث قرآنی مؤلف در مقدمه این کتاب را به یکی از آثار شاخص حوزه علوم قرآنی تبدیل کرده‌است.

💡 این بخش شامل شش متن می‌باشد؛ دو مکالمهٔ دانشجویی و چهار متن نیز شبیه‌سازی کلاس درس دانشگاهی و مباحثات است.

💡 برگ مقاومتم نبود ترک مکالمت گرفتم، خموشی نیز سودی نداد و راد وجودش به صفح جنایت جودی نکرد، سرانجام مباحثت به مناقشت کشید و محاورت به مفاحشت؛ شعر:

محنت یعنی چه؟
محنت یعنی چه؟
کصخل یعنی چه؟
کصخل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز