اوصیاء
مترادفها
وصیها، جانشینان
لغت نامه دهخدا
اوصیاء. [ اَ ] ( ع ص ) ج ِ وصی. ( از اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ) ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( المنجد ) ( شرح قاموس ). رجوع به وصی شود.
فرهنگ معین
(اَ یا اُ ) [ ع. ] (اِ. ) جِ وصی، وکیل ها.
ویکی واژه
جِ وصی؛ وکیلها.
جمله سازی با اوصیاء
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 این آزادراه بنا است با مشارکت شرکت سرمایهگذاری خاتمالاوصیاء، بانکهای سپه، مسکن و شرکت سرمایهگذاری تأمین اجتماعی (شستا) اجرایی شود که البته هماکنون در حال اجراست.
💡 از سخنان سرور اوصیاء - درود خدا بر او باد - است که: برترین عبادات بردباری است و سکوت و انتظار فرج.
💡 پس انسان کامل همیشه مشتاق مرگ و طالب مردن است چنانچه سید اوصیاء علیه السلام فرمودند:
💡 و درود نامعدود بر روان یک یک از خلفای حق و ائمه هدی خصوصا نبینا و عترته الاوصیاء و لاسیما المهدی الهادی صاحب عصرنا و امام زماننا.
💡 در متون مذهبی و تاریخی، بحث درباره اوصیاء و جانشینان پیامبران اهمیت بسیار زیادی دارد و نقش آنها در تداوم مسیر الهی بسیار حیاتی است.
💡 برخی از دانشمندان معتقدند که اوصیاء باید دارای ویژگیهای اخلاقی و علمی بسیار برجستهای باشند تا بتوانند جامعه را به درستی هدایت کنند.
💡 مطالعه زندگی و سیره اوصیاء به مومنان کمک میکند تا با الگوهای رفتاری صحیح در مواجهه با سختیهای زندگی آشنا شوند و استقامت یابند.