اهدار

لغت نامه دهخدا

اهدار. [ اِ ] ( ع مص ) باطل کردن خون. ( المصادر زوزنی ). رایگان و مباح گردانیدن خون را. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). باطل و مباح کردن خون را. ( آنندراج ). خون باطل کردن. ( تاج المصادر بیهقی ). || باطل کردن حق. ( آنندراج ).

فرهنگ معین

( اِ ) [ ع. ] (مص م. ) ۱ - هدر ساختن، پامال کردن. ۲ - مباح کردن خون کسی.

فرهنگ فارسی

(مصدر ) ۱ - هدر ساختن هدر دادن پامال کردن. ۲ - مباح کردن خون کسی.

ویکی واژه

هدر ساختن، پامال کردن.
مباح کردن خون کسی.

جمله سازی با اهدار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گفته شده‌است که این سند به‌دست علی بن ابی طالب نگاشته شده‌است. یک نسخه از این سند در دِیر کاترین مقدس در مصر و نسخه‌ای دیگر در صومعهٔ سیمونوپترا (دیر صخرهٔ شمعون) در یونان نگاهداری می‌شود.

💡 در حلقه های زلفت بینی دل شکسته نیکو نگاهدارش از ما به یادگار است

💡 نقّاشی‌های آغداشلو در موزه هنرهای معاصر تهران و در برخی مجموعه‌های خصوصی نگاهداری می‌شوند.

💡 تا خوی او چنین بود او را به روز و شب ایزد نگاهدار بود ز آفت زمن

💡 این روستا در دهستان راهدار قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۵۸ نفر (۱۲خانوار) بوده‌است.

💡 نقلست که یکی ازو دعا خواست گفت: حق تعالی تو را از فتنه تو نگاهدارد.

عزیز یعنی چه؟
عزیز یعنی چه؟
استتار یعنی چه؟
استتار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز