اهدا
مترادفها
بخشش، هدیه، تقدیم، عطا
متضادها
دریافت، ستاندن، گرفتن
لغت نامه دهخدا
اهدا. [ اِ ] ( ع مص ) اهداء. رجوع به اهداء شود.
فرهنگ عمید
هدیه فرستادن، هدیه دادن.
فرهنگ فارسی
(مصدر ) هدیه دادن هدیه فرستادن.
کوز پشت با کنج
فرهنگ اسم ها
اسم: اهدا (دختر) (عربی) (تلفظ: ehdā) (فارسی: اِهدا) (انگلیسی: ehda)
معنی: هدیه دادن، دادن یا فرستادن چیزی به کسی به عنوان تحفه
ویکی واژه
dedica
جمله سازی با اهدا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به فتح یک خلش این شاهدان چو نغمه چنگ برون روند که بر سینه و بغل تنگند
💡 زاهدان را به چه زادند و چه میپروردند تا به ایشان زِمیانِ دل و جان پردازیم
💡 تعدادی از نقاشیها هم با وصیت آنا باخ به موزههای مختلفی مثل موزه رویال هنرهای زیبای بلژیک اهدا شد.
💡 نگاهدار تو در خدمت ملوک زبان بجد بکوش و مده عقل را بهزل و هزال
💡 چو موی گشته ایم ولیکن گمان مبر کز شاهدان موی میان در گذشته ایم