اهالی. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ اهل بر خلاف قیاس است، اعیان و اشراف. ( از شرح نصاب و کنز بنقل غیاث اللغات ) ( آنندراج ). ج ِ اَهل. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به اهل شود. || مأخوذ از تازی، کسانی که در جایی مسکن دارند و متوطن درآنجا می باشند و مردمان و اشخاص و اعضاء و افراد قبیله و طایفه و خانواده و کسان خانه و عیال و اعیان و اشراف. ( از ناظم الاطباء ).
- اهالی موالی، اهالی و موالی؛ مردمان غنی و فقیر. رجال دولت. خدم و حشم. ( ناظم الاطباء ).
( اَ ) [ ع. ] (اِ. ) جِ اهل، ساکنان، مردمان، کسان.
۱. = اهل
۲. مردم، مردمان.
مردم، مردمان، جمع اهل
( اسم ) جمع اهل مردمان کسان ساکنان
جِ اهل؛ ساکنان، مردمان، کسان.
💡 و سیاست ملک این سیاسات دیگر را بر اهالی آن موزع گرداند و هر صنفی را به سیاست خاص خود مؤاخذت کند تا کمال ایشان ازقوت به فعل آید، پس آن سیاست سیاست سیاسات بود.
💡 الکساندر لونکستیس، پسر آیروپوس دوم مقدونیه، از اهالی لونکستیس، منطقهای واقع در مقدونیهٔ علیا بود.
💡 از اهالی شهر مذکور و به کمالات صوریه و معنویه مشهور. عاشقی مجرد و سالکی موحد بوده و علی قلیخان لگزی این اشعار مشهور را در تذکرهٔ خود به نام او قلمی نموده:
💡 اسدلی، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان بجنورد در استان خراسان شمالی ایران است. این روستا در کنار گردنه ای معروف به نام گردنه ی اسدلی قرار دارد که در فصل زمستان اهالی شهر بجنورد برای تیوب سواری و تفریح به آنجا می روند.
💡 ابراهیم بن عبدالله حُکری (؟ -۱۳۷۸م) زبانشناس حجازی در سدهٔ هشتم هجری بود. از اهالی حُکره، طائف بود و ساکن مصر نیز شد. قضاوت مدینه را برعهده گرفت. شرح الألفیه از ابن مالک در نحو، از آثار اوست.
💡 اصل دوم قانون اساسی میگوید: مجلس شورای ملی نماینده قاطبه اهالی مملکت ایران است که در امور معاشی و سیاسی وطن خود مشارکت دارند