لغت نامه دهخدا
انگاشته. [ اَ / اِ ت َ / ت ِ ] ( ن مف ) پنداشته. تصورشده. ( فرهنگ فارسی معین ).
انگاشته. [ اَ / اِ ت َ / ت ِ ] ( ن مف ) پنداشته. تصورشده. ( فرهنگ فارسی معین ).
(اِ تِ ) (ص مف. ) پنداشته، تصور شده.
تصورشده، پنداشته.
( اسم ) پنداشته تصور شده.
پنداشته، تصور شده.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بیدل از هستی من پا به رکاب است نمو شام را هم سحر انگاشتهام همچو هلال
💡 او در واقع عقیده داشت تالس بیش از حد بر عنصر تَری تأکید کرده؛ حال آن که به نظر آناکسیماندروس معقولتر این بود که انگاشته شود تَری و خشکی از مادٌهای پدید آمدهاند که مشترک میان هر دو است. او این مادّه را آپیرون نامید. آپیرون در اندیشهٔ آناکسیماندروس، مادّهٔ بیکران و نامتعیّنی است که همهٔ عناصر دیگر از آن پدید آمدهاند.
💡 در داخل ترکیه حمشینهای ساکن آنجا (در نشریات به عنوان حمشینهای غربی انگاشته میشوند) مسلمانان سنی تُرک زبان هستند که عمدتاً در مناطقی از استان ریزه ترکیه زندگی میکنند.
💡 همزمان دولت آمریکا اعلام کرد که تمایلی به تحریم او ندارد زیرا بیم آن دارد که این مسئله ضربهای شخصی به پوتین انگاشته و باعث افزایش تنشها شود.
💡 دست کم در عرضهای پایین جغرافیایی عمده آنچه که تغییر اقلیم انگاشته میشود به واقع همان تأثیر پدیده النینیو است. مستندات نشان میدهند که در پنجاه سال گذشته بسامد وقوع خشکسالی در جهان کاملاً با وقوع النینیو منطبق است.