امثل

لغت نامه دهخدا

امثل. [ اَ ث َ ] ( ع ن تف ) شریفتر. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( فرهنگ فارسی معین ). || افزونتر. || گزیده تر. ( از منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ). برتر، بهتر. ( فرهنگ فارسی معین ). || فاضلتر. ( از اقرب الموارد ) ( فرهنگ فارسی معین ). ج، اماثل. || به شده از بیماری. || نزدیکتر به نیکویی. || ماننده تر به اهل حق. || داناتر. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).
- الامثل فالامثل؛ شریفتر پس شریفتر. رجوع به الامثل فالامثل در ردیف خود شود.
امثل. [ ؟ ] ( ع اِ ) ریسمانی بطول 80 ذرع که برای اندازه گیری مساحت بکار می رفته است. ( از نفایس الفنون، علم مساحت از قسم 2 در علوم اوایل ص 183 ).

فرهنگ معین

(اَ ثَ ) [ ع. ] (ص تف. ) ۱ - گزیده تر، برتر، بهتر ۲ - شریف تر. فاضل تر، ج. اماثل.

فرهنگ فارسی

برتر، شریفتر، بهتر، فاضلتر، اماثل جمع
( صفت ) ۱ - گزیده تر برتر بهتر. ۲ - شریفتر. ۳ - فاضلتر. جمع: اماثل.
شریفتر یا افزونتر

ویکی واژه

گزیده تر، برتر، بهتر
شریف
فاضل تر؛
اماثل.

جمله سازی با امثل

💡 در هر مثلثی ممکن است طول دو ضلع آن مساوی باشد. چنین مثلثی رامثلث متساوی الساقین و دو ضلع مساوی را ساق‌های مثلث می‌نامند. در مثلث متساوی الساقین دو زاویه پای ساق‌ها با هم برابرند.

💡 شاه رستم را درودی میفرستم با سلام زانکه کس رامثل او فرزند فرزندی نبود

💡 علیقلی‌خان پس از گذراندن دوران کودکی، در اوایل جوانی، به آموزش دیدن روی آورد و پس از آموختن زبان عربی به یادگیری علوم خارجی، از جمله زبان فرانسه پرداخت. حسین‌قلی‌خان، آموزگاری برای آموزش وی برگزید. او در اندک زمان، زبان پارسی و خط تحریر را فرا گرفت و پس از آن، پیش نیاز عربی و ادبی از صرف و نحو، منطق، بدیع، بیان و امثله عرب را فرا گرفت.

💡 عَلی‌ أَنْ نُبَدِّلَ خَیْراً مِنْهُمْ ای علی ان نخلق امثل منهم و اطوع للَّه و اشکر له و اعمل بطاعته. و قیل: إِنَّا لَقادِرُونَ علی ان نبدّل محمدا خیرا منهم و هم اهل المدینة و قد فعل. وَ ما نَحْنُ بِمَسْبُوقِینَ ای بمغلوبین ان اردنا ذلک و قیل: وَ ما نَحْنُ بِمَسْبُوقِینَ ای عاجزین لانّ من سبق الی شی‌ء عجز.

گرایش یعنی چه؟
گرایش یعنی چه؟
نقض یعنی چه؟
نقض یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز