فرهنگ معین
(اِ تِ بَ ) [ ع. ] (مص م. ) پاسخ گفتن، پذیرفتن.
(اِ تِ بَ ) [ ع. ] (مص م. ) پاسخ گفتن، پذیرفتن.
۱. پذیرفته شدن، مستجاب شدن.
۲. [قدیمی] قبول کردن، پذیرفتن.
جواب گفتن وقبول کردن، جواب دادن، پذیرفتن، رواکردن، طلب جواب وقبول کردن، جواب خواستن
( مصدر ) پاسخ گفتن پذیرفتن.
پاسخ گفتن، پذیرفتن.
💡 و گروهی از اهل سنت گویند که: کرامت درست است، اما تا حد معجز، همچون استجابت دعوت و حصول مراد و آنچه بدین ماند؛ چنانکه عادات نقض نکند.
💡 ابن عطا گوید توبه دواست توبۀ انابت و توبۀ استجابة، توبۀ انابت آن بود که از بیم عقاب بود و توبۀ استجابت آن بود که توبه کند شرم داشتن از کرم او.
💡 فارغم ز آمین چو می دانم که طوافان عرش استجابت با دعای بنده مقرون کرده اند
💡 قوله تعالی: یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اسْتَجِیبُوا لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ، استجابت و اجابت یکی است، همچون اوقد و استوقد قال الشاعر:
💡 ای زبان، شو پیش نعتش پای تا سر پشت دست معذرت خواه و، دعا کن کاستجابت بر در است
💡 آیه امن یجیب شصت و دومین آیه سوره نمل است. این آیه که به عنوان دعا استفاده میشود؛ بیشتر برای نجات از گرفتاری، ناراحتی و بیماریها توسط مسلمانان خواندهمیشود. در این دعا، روی واژه مضطر تأکید شدهاست؛ یعنی اینکه دعا باید صادقانه باشد و انسان مضطر که به غیر از خدا امیدی ندارد، دعایش خالصانه است و خدا نیز استجابت مینماید.