ازیراک

لغت نامه دهخدا

ازیراک. [ اَ ] ( حرف ربط مرکب ) ازایراک. زیراکه. از این رو که:
طاعت پیش آر و علم جوی ازیراک
طاعت و علم است بند و قید زمانه.ناصرخسرو.مر جان تو مرجان خدایست ازیراک
از حکمت و علم آمده مر جان ترا جان.ناصرخسرو.ما خود ز تو این چشم نداریم ازیراک
ترکی تو و هرگز نبود ترک وفادار.سنائی.

فرهنگ معین

( اَ ) [ په. ] حرف ربط مرکب، زیرا که، از این جهت که.

فرهنگ عمید

زیراکه، برای اینکه، ازاین روکه، ازاین جهت که: طاعت پیش آر و علم جوی ازیراک / طاعت و علم است بند و فند زمانه (ناصرخسرو: ۳۸۲ ).

فرهنگ فارسی

(کلمه تعلیلا ایراک، زیراک: ازایراکه، زیراکه، برای این که، ازاین رو که، ازاین جهت که
زیرا که ازایرا که ازاین رو که از این جهت که بدین سبب که.

جمله سازی با ازیراک

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مرجان تو مرجان خدای است ازیراک از حکمت و علم آمد مرجان تو را جان

💡 سوی جهان بار مر تو راست ازیراک معده‌ت پر خمر و مغز پر ز خمار است

💡 طاعت پیش آر و علم جوی ازیراک طاعت و علم است بند و فند زمانه

💡 مرغی است ولیکن عجبی مرغی ازیراک خوردنش همه قار است رفتنش به منقار

💡 هر کس نبود چون تو گه علم ازیراک صد بحر به نزدیک خرد چون شمری نیست

💡 خالی ز خلل باد جلال تو ازیراک خود عمر تو چون جود کفت بی خلل آمد

فمبوی یعنی چه؟
فمبوی یعنی چه؟
متمایز یعنی چه؟
متمایز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز