ارتیاب

لغت نامه دهخدا

ارتیاب. [ اِ] ( ع مص ) شک کردن. ( منتهی الارب ). بشک شدن. ( زوزنی ) ( تاج المصادر بیهقی ). در شک افتادن. ( غیاث اللغات ). بشک افتادن. گمان داشتن. ( زمخشری ). شک. شبهه. ریب. ریبة. || تهمت کردن کسی را. ( منتهی الارب ). || طریقه ارتیاب. رجوع به ارتیابیه شود.

فرهنگ معین

( اِ ) [ ع. ] ۱ - ۱ - (مص م. ) کسی را متهم ساختن. ۲ - (مص ل. ) دچار شک و تردید گردیدن، گمان داشتن.

فرهنگ عمید

شک کردن، در شک افتادن، شک پیدا کردن.

فرهنگ فارسی

شک کردن، درشک افتادن، شک پیداکردن، بکسی گمان بدبردن وتهمت زدن
۱ - ( مصدر ) شک کردن به شک شدن در شک افتادن به شک افتادن در تردید افتادن دچار شک و تردید گردیدن گمان داشتن. ۲ - ( مصدر ) تهمت کردن کسی را کسی را متهم ساختن. ۳ - ( اسم ) شک شبهه ریب.

ویکی واژه

کسی را متهم ساختن.
دچار شک و تردید گردیدن، گمان داشتن.

جمله سازی با ارتیاب

💡 تا برآید آفتاب دین ز ابر ارتیاب تا شود در گرد کثرت عین وحدت اشکار

💡 گفت: ایاب من غیر ارتیاب و قفلة علی غفلة و وصول من غیر رسول، دوستی که ناگاه از در درآید و غایب شده‌ای که باز آید.

💡 هر که را اندر ولای تو شکی باشد بدل گر در آبش افکنی آتش شود بی ارتیاب

💡 هم تو خود دانی‌که‌گر شمشیر رانندم به فرق در خلوص صدق من نبود مجال ارتیاب

💡 چشم مالیدم که مستم یا به خوابستم هنوز واندرین معنی دلم در شبهه جان در ارتیاب

💡 زان شد چنین ز قرب خداوندگار دور کاندر ستوده گوهر او داشت ارتیاب