ادیان

لغت نامه دهخدا

ادیان. [ اَدْ ] ( ع اِ ) ج ِ دین. ( دهّار ) ( غیاث ). کیشها: الادیان ستة، واحدة للرحمن و خمسة للشیطان. صواب من آنست که بر مواظبت و ملازمت اعمال خیر که زبده همه ادیانست اقتصار نمایم. ( کلیله و دمنه ).
- علم الأدیان؛ دانش شناختن دینها:
پیغمبر گفت علم علمان
علم الأبدان علم الأدیان.نظامی.
ادیان. [ اَدْ ] ( اِ ) چاروای فربه دونده. ( لغت نامه حافظ اوبهی ). چارپای دونده. ( برهان قاطع ). چارپای دونده را که فربه باشد گویند. ادیون. ( جهانگیری ).
ادیان. [ اِدْ دیا ] ( ع مص ) وام گرفتن. ( منتهی الارب ). وام خواستن. ( تاج المصادر بیهقی ). || خریدن به وام. ( منتهی الارب ). به وام خریدن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ). || فروختن به وام. ( از اضداد است ). ( منتهی الارب ).

فرهنگ معین

( اَ ) [ ع. ] (اِ. ) جِ دین، کیش ها، آیین ها.

فرهنگ عمید

= دین۱

فرهنگ فارسی

کیشها، جمع دین
( اسم ) جمع: دین کیشها آیینها.
وام گرفتن

فرهنگ اسم ها

اسم: ادیان (پسر) (فارسی) (تلفظ: adyan) (فارسی: اَدیان) (انگلیسی: adyan)
معنی: کنایه از مرد درشت هیکل و قوی، مرکب تندرو و فربه

ویکی واژه

جِ دین؛ کیش‌ها، آیین‌ها.

جمله سازی با ادیان

💡 حامی دین و دول ماحی ادیان و ملل که ازو دولت و دین چونین زیبا سلب است

💡 باد نهیب تو چو وطن های عادیان اوطان دشمنان تو زیر و زبر کند

💡 ترجمه فارسی قدیم:اما آن قوچ صاحب دو شاخ که آن را دیدی پادشاهان مادیان و فارسیان می‌باشد.

💡 استرادیان برای توصیف گسترهٔ زاویه در فضای سه‌بُعدی به کار می‌رود، همان گونه که رادیان برای توصیف زاویه در دو بُعد (صفحه) به کار می‌رود.

💡 بر اساس نظرخواهی انجام شده توسط دانشگاه شهر نیویورک در سال ۲۰۰۱، ۵۲٪ مردم آیووا پروتستان و ۲۳٪ کاتولیک و ادیان دیگر ۶٪. ۱۳٪ بی‌دین و ۵٪ جوابی ندادند.

💡 سه عادت داری اندر جملهٔ ادیان پسندیده یکی رادی دگر چه راستی پس چه کم آزاری

ملحوظ یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
بارانی یعنی چه؟
بارانی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز