آورده

لغت نامه دهخدا

( آورده ) آورده. [ وَدَ / دِ ] ( ن مف ) بحاصل کرده. ابداع کرده:
وی باد صبا اینهمه آورده تست.سراج قمری.
اورده. [ اَ رِ دَ ]( ع اِ ) ج ِ ورید. ( از منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). رگهای گردن. ( آنندراج ). رجوع به ورید شود.

فرهنگ عمید

( آورده ) ۱. ابداع شده، پدیدکرده شده.
۲. حاصل کرده.
= ورید

فرهنگ فارسی

( آورده ) ( اسم ) پدید کرده ابداع کرده.
رگهای غیرجهنده، سیاهرگها، جمع ورید، رگهائی که خون رابه قلب برمی گردانند
( اسم ) جمع: ورید سیاهرگها رگهای غیر جهنده وریدها. یا جدار اورده. بافت عروقی.
جمع ورید. رگهای گردن

ویکی واژه

ابلاغ شده.
(اقتصاد): سرمایه اولیه هر یک از شرکا در یک شرکت.

جمله سازی با آورده

💡 بختم که سر ز خواب برآورده بود، خفت؛ سروی که سایه بر سرم افگنده بود رفت!

💡 حاجیان چون روی در راه حجاز آورده اند مطرب عشّاق گو بنواز راهی از حجاز

💡 داده ام از دیده خون، دل خسته ای خواستم یک بوسه، نه آورده ای

💡 ای روی تو به جلوه درآورده رنگ را نقش تو تازه کرد بساط فرنگ را

💡 بهاءالدین خرمشاهی، مترجم شیعه در ترجمه این آیات آورده‌است:

💡 دیو رهزن در کمین نفس و هوا اعدای دین زین همه با سایه لطفت پناه آورده ام

چندش یعنی چه؟
چندش یعنی چه؟
عزیز دل یعنی چه؟
عزیز دل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز