خرخر کردن
مترادفها
خرناس کشیدن
لغت نامه دهخدا
خرخر کردن. [ خ ُ خ ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) بَخِست کردن. غطیط و آواز خرخر از بینی و خیشوم بوقت خواب برآمدن. ( یادداشت بخط مؤلف ).
فرهنگ فارسی
بخست کردن غطیط و او از خرخر از بینی و خیشوم بوقت خواب بر آمدن.
ویکی واژه
russare
جمله سازی با خرخر کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تنگی نفس، کبودی لبها و نوک انگشتان، کاهش یا توقف حرکات قفسهٔ سینه، رنگپریدگی، اشکال در صحبت کردن، سرفه، گشادی مردمک، چنگ زدن گردن با دست، خرخر کردن، لرزش، تشنج، کاهش سطح هشیاری، کندی و نامنظمیِ نبض و از دست دادن حواس از نشانههای اولیهٔ خفگی هستند.
💡 تنگی نفس، کبودی لبها و نوک انگشتان، کاهش یا توقف حرکات قفسه سینه، رنگ پریدگی، اشکال در صحبت کردن، سرفه، گشادی مردمک، چنگ زدن گردن با دست، خرخر کردن، لرزش، تشنج، کاهش سطح هوشیاری، کندی و نامنظمی نبض و از دست دادن حواس از علائم اولیه خفگی هستند.