تاباق

لغت نامه دهخدا

تاباق. ( اِ ) چوب دستی را گویند و آن چوب گنده ای است که بیشتر قلندران بر دست گیرند. ( آنندراج ) ( برهان ).

فرهنگ معین

(اِ. ) چوب دستی را گویند و آن چوب گنده ای است که بیشتر قلندران بر دست گیرند.

فرهنگ فارسی

( اسم ) چوب دستی را گویند و آن چوب گنده ایست که بیشتر قلندران بر دست گیرند. تاباک ( اسم ) ۱ - تپیدن واضطراب و بی قراری. ۲- تب داشتن.

ویکی واژه

چوب دستی را گویند و آن چوب گنده‌ای است که بیشتر قلندران بر دست گیرند.

جمله سازی با تاباق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ز هستی در تو تاباقیست جائی همان قدر از حقیقت بینوایی

💡 عمرتاباقی‌ست وحشت‌گرد پیشاهنگ‌ماست آبله ننشاند از پاگردش ایام را