تأهب

لغت نامه دهخدا

تأهب. [ ت َ ءَهَْ هَُ ]( ع مص ) مهیا و آماده شدن برای کاری. ( از اقرب الموارد ) ( از قطر المحیط ). ساختگی کردن برای کار. ( منتهی الارب ). ساختگی کردن. ( صراح اللغه ). ساخته شدن. ( زوزنی ). ساخته و آماده شدن. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). مهیا و آماده شدن. ( فرهنگ نظام ). ساختگی کردن و آماده شدن برای کاری. ( ناظم الاطباء ). رجوع به تأهیب شود.

فرهنگ معین

( تأهب ) (تَ أَ هُّ ) [ ع. ] (مص ل. ) آماده شدن، تهیه دیدن.

فرهنگ عمید

آماده و مهیا شدن.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) مهیا و آماده شدن برای کاری.

ویکی واژه

آماده شدن، تهیه دیدن.

جمله سازی با تأهب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 و قیل: المراد بهذا الآیة حثّ النّاس علی الطّاعة و الاستعداد للموت، قال النّبی (ص): «ایّها النّاس ان اکیسکم اکثرکم للموت ذکرا و احزمکم احسنکم له استعدادا الاوان من علامات العقل التجافی عن دار الغرور و الانابة الی دار الخلود و التّزوّد لسکنی القبور و التأهب لیوم النشور».

💡 و چون از مرتبه کودکی بگذرد و اغراض مردمان فهم کند او را تفهیم کنند که غرض اخیر از ثروت و ضیاع و عبید و خیل و خول و طرح و فرش ترفیه بدن و حفظ صحت است، تا معتدل المزاج بماند و در امراض و آفات نیفتد، چندانکه استعداد و تأهب دارالبقا حاصل کند، و با او تقریر دهند که لذات بدنی خلاص از آلام باشد و راحت یافتن از تعب، تا این قاعده التزام نماید.

فاب یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز