لغت نامه دهخدا
بی قاعده. [ ع ِ دَ / دِ ] ( ص مرکب ) ( از: بی + قاعده ) بی نظم و ترتیب. ( آنندراج ). بی نظم و بدون ترتیب. || بدون اساس. ( ناظم الاطباء ). || ناصحیح و نادرست. ( ناظم الاطباء ). برخلاف رسم. و رجوع به قاعده شود.
بی قاعده. [ ع ِ دَ / دِ ] ( ص مرکب ) ( از: بی + قاعده ) بی نظم و ترتیب. ( آنندراج ). بی نظم و بدون ترتیب. || بدون اساس. ( ناظم الاطباء ). || ناصحیح و نادرست. ( ناظم الاطباء ). برخلاف رسم. و رجوع به قاعده شود.
۱. بی نظم وترتیب، ناآراسته.
۲. بی اساس.
( صفت ) ۱ - بی نظم بی ترتیب. ۲ - نادرست ناصحیح.
بی قاعده (آلبوم نلی فورتادو). بی قاعده ( به انگلیسی: Loose ) سومین آلبوم استودیویی خوانندهٔ پاپ نلی فورتادو است که در سال ۲۰۰۶ منتشر شد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آمفیزم بیقاعده همانگونه که از نامش پیداست، محل ویژهای نداشته و مکانهای مختلف آسینار را درگیر میکند. از دیگر مشکلهای این نوع آمفیزم، آسمپتومال بودن و بدون نشانه بودن آن است.
💡 در الماس، هر اتم کربن در یک شبکه چهاروجهی به چهار اتم کربن دیگر متصل است ولی در گرافیت، هر اتم در یک شبکه و به صورت بیقاعده
💡 کاربرد بیقاعده نام آذرخش برای طرحهای متفاوت و سیاست ایران در مورد اعلام نکردن مشخصات سلاحهای خود باعث ابهامات زیادی در مورد جنگنده آذرخش شده است. هیچیک از این هواپیماها به مرحله تولید انبوه نرسیدهاند.
💡 سوتارا آتشفشان چینهای آندزیتی-داسیتی کمتر شناختهشدهای واقع در جنوب کلمبیا است. این آتشفشان در جنوب غربی آتشفشان پوراسه و در فاصلهٔ ۲۵ کیلومتری از جنوب-جنوب غربی شهر پوپایان قرار دارد. وجود ۳ کاسه آتشفشانی (کالدرا) با قطرهای ۴٬۵ کیلومتر، ۲٬۵ کیلومتر و ۱ کیلومتر بر بلندای سوتارا سبب شده تا قلهٔ آتشفشان حالتی بیقاعده و نامنظم داشته باشد.
💡 گاه کافر کندم گاه مسلمان چه کنم عشق بیقاعده را قاعدهای پیدا نیست