آبرون

لغت نامه دهخدا

( آبرون ) آبرون. ( اِ ) نوعی از ریاحین که پیوسته سبز بود و برگ آن نیفتد و پای دیوارها و جاهای سایه دار روید و آن را به عربی حی العالم گویند و در طب بکار است و در آذربایجان بسیار باشد. ( از برهان ). همیشه جوان. همیشک جوان. بیش بهار. میش بهار. میشا. اذن القاضی. اذن القسیس. بعضی گویند بستان افروز است و خوردن آن با شراب کرمهای دراز معده را برآورد. ( از برهان ).
ابرون. [ اَ ] ( یونانی، اِ ) مصحف کلمه ایزون یونانی است. رجوع به ایزون شود.

فرهنگ معین

( آبرون ) ( اِ. ) گل همیشه بهار.

فرهنگ عمید

گل همیشه بهار.

فرهنگ فارسی

( آبرون ) همیشه بهار
نوعی از ریاحین که پیوسته سبز بود
مصحف کلمه ایزون

فرهنگ اسم ها

اسم: آبرون (دختر) (فارسی) (تلفظ: abrun) (فارسی: آبرون) (انگلیسی: abrun)
معنی: همیشه سبز، همیشه جوان، گل همیشه بهار، شاد سرزنده

دانشنامه عمومی

آوران، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان زرند در استان کرمان ایران است.
این روستا در دهستان جرجافک قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن زیر سه خانوار بوده است.

ویکی واژه

گل همیشه بهار.
آبرون: همیشه جوان

جمله سازی با آبرون

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شاه را بشناس از دام آبرون تا شوی در حضرت او ذوفنون

💡 آبرون طبیعتی گرم و خشک دارد و همچنین بعضی از آنها طبیعتی سرد و خشک دارد. لعاب، تاتن، مالیک اسید و فرمیک اسید جزوء اندام دارویی این گیاه است. از این گیاه در درمان اسهال مزمن، رفع سردرد، گوش درد، چشم درد، ورم گوش استفاده میکنند. همچنین این گیاه از خون ریزی جلوگیری میکند، رطوبت های رحم را خشک میکند و در درمان باد سرخ، نقرس، دردهای مفاصلی، التیام زخم ها نافع است.

رویداد یعنی چه؟
رویداد یعنی چه؟
خطا یعنی چه؟
خطا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز