استعادت

مترادف‌ها

بازپس‌گیری، استرداد، بازگشت، بازیافتن

متضادها

فقدان، از دست دادن

فرهنگ معین

(اِ تِ دَ ) [ ع. استعادة ] (مص م. ) نک استعاده.

فرهنگ عمید

۱. بازگشت چیزی را خواستن.
۲. برگرداندن.
۳. تکرار کردن.

فرهنگ فارسی

۱ - ( مصدر ) طلب عود کردن بارگشت چیزی را خواستن دوباره خواستن. ۲ - ( مصدر ) عادت بچیزی کردن.

ویکی واژه

نک استعاده.

جمله سازی با استعادت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 تو آفتاب عالم هستی و جان ما دایم ژنیش روی تو در استعادت است

💡 ز یأسم کار تا آنجا رسیده که میکردند یاسین استعادت

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران