فرهنگ معین
(اِ تِ ثَ ) [ ع. استغاثة ] (مص م. ) نک استغاثه.
(اِ تِ ثَ ) [ ع. استغاثة ] (مص م. ) نک استغاثه.
۱ - ( مصدر ) فریاد رس خواستن دادخواهی کردن دادرسی خواستن کمک طلبیدن. ۲ - ( اسم ) فریاد خواهی دادخواهی. ۳ - زاری تضرع. جمع: استغاثات.
نک استغاثه.
💡 قومی گفتند: دعا اینجا بمعنی استغاثت است، ای استغیثونی فی الضّرّاء اغثکم فریاد خواهید بمن بوقت گزند و درماندگی تا شما را فریاد رسم و از گزند رهایی دهم چنانک جایی دیگر فرمود: إِذْ تَسْتَغِیثُونَ رَبَّکُمْ فَاسْتَجابَ لَکُمْ.
💡 قوله تعالی و تقدس: إِذْ تَسْتَغِیثُونَ رَبَّکُمْ. استغاثت سه قسم است: یکی از حق بخلق، نشان بیگانگی است و از اجابت نومیدی یکی از خلق بحق، راه مسلمانی است و شرط بندگی یکی از حق بحق وسیلت دوستی است و اجابت دستوری. او که از حق بخلق نالد درد افزاید، او که از خلق بحق نالد درمان یابد، او که از حق بحق نالد حق بیند.