بی ملاحظه

لغت نامه دهخدا

بی ملاحظه. [ م ُ ح َ / ح ِ ظَ / ظِ ] ( ص مرکب، ق مرکب ) ( از: بی + ملاحظه عربی ) که رعایت جوانب نکند. که جانب مردمان نگاه ندارد. بدون تأمل. بدون بصیرت و از روی بی عقلی و بی دانشی. ( ناظم الاطباء ). مغرورانه. لغو. پرت. پرتکی.نفهمیده. نسنجیده. الاّبختی ( در تداول عوام )؛ آدم بی ملاحظه، که رعایت جوانب نکند. و رجوع به ملاحظه شود.

فرهنگ فارسی

که رعایت جوانب نکند. که جانب مردمان نگاه ندارد. بدون تامل. بدون بصیرت.

ویکی واژه

indiscreto

جمله سازی با بی ملاحظه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خصمانه در ملامت رندان نهند روی این خلق بی ملاحظه از ما چه دیده اند

💡 به خلوت لحد تنگ خویش را برسان که بی ملاحظه خاکی به سر توانی کرد

💡 جود بخشیدن چیزیست بایستی بی ملاحظه غرضی و مطالبه عوضی، اگر چه آن غرض یا عوض ثنای جمیل یا ثواب جزیل باشد.

💡 چه دیده است در آن آتشین عذار سپند که بی ملاحظه جان را کند نثار سپند

💡 پس پیر گفت: یا قوم قد شغلنی السؤال عن الجدال و الهانی الحطام عن الخصام، کرا افتد که بی ملاحظه بچشم کرم ملاحظه نعم کند و بیمکاوحت مسامحت نماید و آنچه دارد در بند بسته درین رسته بگشاید.

علامت یعنی چه؟
علامت یعنی چه؟
ابلق یعنی چه؟
ابلق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز