برخال
برخال، که در لغت به معنای ترکیبشونده یا خودمانند است، به یک ساختار هندسی شگفتانگیز اطلاق میشود. این ساختارها دارای خاصیتی منحصر به فرد هستند: اگر هر یک از اجزای تشکیلدهنده آنها را با نسبتی معین بزرگنمایی کنیم، ساختاری کاملاً مشابه با ساختار اصلی و اولیه به دست میآوریم. این ویژگی تکرارپذیری در مقیاسهای مختلف، زیبایی و پیچیدگی بصری خیرهکنندهای به برخالها میبخشد و آنها را به موضوعی جذاب در ریاضیات، هنر و طبیعت تبدیل کرده است.
این خاصیت خودمانندگی یا فرکتالی بودن به این معناست که الگوی اصلی در کوچکترین ذرات و در بزرگترین تجلیات آن به طور مداوم تکرار میشود. گویی که یک طرح بنیادی، بینهایت بار در درون خود بازتاب یافته است. برخالها را میتوان در پدیدههای طبیعی بسیاری مشاهده کرد؛ از شاخ و برگ درختان و خطوط ساحلی گرفته تا الگوی رگهای درون برگها و شکلگیری ابرهای طوفانی. این حضور فراگیر، نشاندهنده نظم پنهانی است که در تار و پود عالم وجود تنیده شده است.
مترادفها
خال
فرهنگستان زبان و ادب
{fractal} [ریاضی] ساختاری هندسی متشکل از اجزایی که با بزرگ کردن هر جزء به نسبت معین، همان ساختار اولیه به دست آید
ویکی واژه
ساختاری هندسی متشکل از اجزایی که با بزرگ کردن هر جزء به نسبت معین، همان ساختار اولیه به دست آید.
جمله سازی با برخال
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پرستنده بشنید و آمد دوان برخال شد تند وخسته روان
💡 در ملامت سخت بربسته کمر میزد او را طعن برخال بصر
💡 دادیم دل و دین همه برخال و خط دوست تا شیخ نگوید که مواسات نکردیم