بدقلق به معنای بدخو و بدخلق است و در اصطلاح به افرادی اشاره دارد که دارای رفتار نامناسب و ناپسند هستند. این واژه معمولاً در توصیف انسانها، اسبها و سایر حیوانات سواری به کار میرود. در واقع، بدقلق به نوعی رفتار و خلق و خوی اشاره دارد که برعکس خوشخلق و خوشقلبی است. این صفت میتواند نشاندهندهی عدم سازگاری یا دشواری در برقراری ارتباط با دیگران باشد. به همین دلیل، افراد بدقلق معمولاً با چالشهای بیشتری در روابط اجتماعی مواجه میشوند و محیط اطراف خود را تحت تأثیر رفتارهای منفیاشان قرار میدهند. در نهایت، به نظر میرسد که رفتارهای بدقلق میتواند اثرات منفی بر روی دیگران و همچنین بر روی خود فرد داشته باشد، چرا که این خلق و خو ممکن است باعث دوری دیگران از او شود.
بدقلق
لغت نامه دهخدا
بدقلق. [ ب َق َ ل ِ / ق ِ ل ِ ] ( ص مرکب ) بدخو. بدخلق. شموس. مقابل خوش قلق. در آدمی و اسب و دیگر ستور سواری مستعمل است. ( از یادداشت مؤلف ). بدادا. و رجوع به قلق شود.
فرهنگ معین
( ~. ق ِ لِ ) [ فا - تر. ] (ص مر. ) بهانه گیر، بدسلوک.
فرهنگ عمید
بدخو، بدادا.
فرهنگ فارسی
( صفت )بد ادا بد عادت.
ویکی واژه
بهانه گیر، بدسلوک.
جمله سازی با بدقلق
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ماشاءالله ایرانمنش از کرمان راهی پایتخت میشود تا ارث پدریاش، آپارتمان شمارهٔ ۱۳ را بفروشد و کارگاه تراشکاری کارفرمای خود را در زادگاهش خریداری و با دختر محبوبش ازدواج کند؛ اما آپارتمان به دلیل وجود ساکنان مجتمع که آدمهای بدقلقی هستند فروش نمیرود.