ارنبه

لغت نامه دهخدا

( ارنبة ) ارنبة. [ اَ ن َ ب َ ] ( ع اِ ) طرف بینی. ( منتهی الارب ). پشک. سربینی. پرّه بینی. ( غیاث ). هَرِ بینی. تثنیه: ارنبتین. ج، ارانب. || خرگوش ماده. ( منتهی الارب ) ( غیاث ).
ارنبة. [ اَ ن َ ب َ ] ( اِخ )یا قُرَیْبَة. نام قَینة ابن خطل ادرمی. ( امتاع الاسماع ج 1 ص 378 و 394 ).
ارنبه. [ اُ رُ ن ُ ب َ / ب ِ ] ( اِ ) برابرا. قسمی خرفه.
ارنبه. [ ] ( اِخ ) یا ارنیه. ملکه روم ( ؟ ): ملکت ارنبه پنج سال بود. ( مجمل التواریخ و القصص ص 137 ). ارنیة التی اخذت الملک من ابیها. ( تاریخ سنی ملوک الارض و الانبیاء حمزه ص 53 ).

فرهنگ معین

(اَ نَ بِ یا بَ ) [ ع. ] (اِ. ) ۱ - خرگوش ماده. ۲ - پرة بینی.

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - خرگوش ماده. ۲ - پر. بینی پشک تثنیه: ارنبتین.
ملکه روم

ویکی واژه

خرگوش ماده.
پرة بینی.

جمله سازی با ارنبه

💡 اذا اراد اللَّه نصرة قوم استأسد ارنبهم، و اذا اراد اللَّه قهر قوم استرنب اسدهم. چون اللَّه تعالی قومی را بر دشمن نصرت دهد، روباه ایشان شیر شود و قومی را که بر ایشان خذلان آرد و مقهور کند، شیر ایشان روباه گردد. آن مدبران بنی النضیر بخصمی پیغامبر (ص) برخاستند و پناه با حصارها بردند و از مکر و قهر اللَّه ایمن نشستند «فَلا یَأْمَنُ مَکْرَ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْخاسِرُونَ» لا جرم بطش جبّاری و قهّاری روی بایشان نهاد تا بدست خویش خانه خویش خراب کردند یُخْرِبُونَ بُیُوتَهُمْ بِأَیْدِیهِمْ نخست دل و دین خویش از روی باطن خراب کردند، تا خرابی باطن بظاهر سرایت کرد، و خانه خود نیز خراب کردند ربّ العالمین گفت: فَاعْتَبِرُوا یا أُولِی الْأَبْصارِ: ای زیرکان و دانایان و خردمندان اگر پند می‌پذیرید و عبرت میگیرید، جای پند پذیرفتن هست و جای عبرت گرفتن. مؤمنان و مخلصان بتوفیق‌ موافق و سعادت مساعد گفتند: خداوندا بنظر عبرت مینگریم و باندیشه صادق پند می‌پذیریم، اکنون چه کنیم تا درین حال بمانیم؟ فرمان آمد از حقّ، جلّ جلاله که: ما آتاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاکُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا هر شربتی که از دست اقبال محمد عربی، پیغمبر هاشمی (ص)، درآید بستانید، که حیات شما در آنست.

سن سون یعنی چه؟
سن سون یعنی چه؟
هیت یعنی چه؟
هیت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز