آه زدن
مترادفها
آه کشیدن، ناله کردن
متضادها
خندیدن
ویکی واژه
آهزدن
(قدیم): آه کشیدن. آهی زد و راه کوه برداشت/... «نظامیگنجوی»
جمله سازی با آه زدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 آن سگان بودند آمادهٔ آزردن ماه عفعفی کرده و پنهان همه شب آه زدند
💡 آئینه روی دوست زنگار گرفت از بسکه بر او سوختگان آه زدند
💡 چون تنورم به گاه آه زدن کاتشین مارم از دهان برخاست
💡 او با آه زدن عمیقی از شدت خستگی و ناامیدی، تمام یادداشتهای خود را روی میز مطالعه رها کرد و به خواب رفت.
💡 وقتی خبر رسید که پروژه جدید با شکست مواجه شده است، تمام کارمندان با آه زدن از شدت ناامیدی شروع به جمعآوری وسایل خود کردند.
💡 صدای آه زدن او در سکوت شب، نشان از غم و اندوهی داشت که در قلبش نهفته بود و نمیتوانست آن را پنهان کند.