( آه کشیدن ) آه کشیدن. [ ک َ / ک ِ دَ ] ( مص مرکب ) برآوردن آه از سینه بر اثر غمی و اندوهی یا دریغ و حسرتی یا غبطه ای و مانند آن:
از این کاردل تنگ شد شاه را
همی هر زمان برکشید آه را.فردوسی.- آه کشیدن برای چیزی؛ سخت آرزومند آن بودن. آهه. اهّه. تأوّه.
( آه کشیدن ) ( مصدر ) بر آوردن آه از سینه بسبب اندوه حسرت یا غبطه.
آهکشیدن
نفَسی عمیق از سینه برآوردن به نشانه غم، درد، تأسف، و مانند آنها. از بس دعا کردند و آه کشیدند، عاقبت اسباب سفر فراهم آمد. «جمالزاده»
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 قوت آه کشیدن نبود جویا را بسکه بر گردن او بار گناهش طرح است
💡 چون سحر هفت فلک وحشت شوقم طیکرد تا کجاها پی یک آه کشیدن رفتم
💡 هر طرف سوخته یی آه کشیدن گیرد