رنج کشیدن
مترادفها
سختی کشیدن، رنج بردن، زجر کشیدن
متضادها
لذت بردن، آسایش یافتن
لغت نامه دهخدا
رنج کشیدن. [ رَ ک َ / ک ِ دَ ] ( مص مرکب ) تحمل مشقت و سختی کردن. تعب و زحمت را متحمل شدن. زحمت کشیدن. رنج بردن. مقاسات. ( دهار ). تکلف. بخشم رنج چیزی بکشیدن. ( تاج المصادر بیهقی ):
کشیدی ورا گفت بسیار رنج
کنون برخور ای رنج دیده ز گنج.فردوسی.این آزادمرد در هوای ما بسیار بلاها دیده است و رنجهای بزرگ کشیده. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 286 ). و خواجه اسماعیل رنجهای بسیار کشید. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 254 ). خوارزمشاه را رنج باید کشید. ( تاریخ بیهقی ص 355 ).
دل بیش کشد رنج چو دلبر دو شود
سر گردد رنجور چو افسر دو شود.مسعودسعد.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱ - زحمت کشیدن مشقت کشیدن. ۲ - درد کشیدن تحمل درد کردن. ۳ - اندوه خوردن غصه خوردن.
تحمل مشقت و سختی کردن تعب و زحمت را متحمل شدن تکلف
جمله سازی با رنج کشیدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از آنجایی که غذا دادن اجباری به پرندگان موجب رنج کشیدن و بیماری آنها میشود، سازمانهای حمایت از حقوق حیوانها از آغاز قرن ۲۱ میلادی به فعالیت برای متوقف کردن خوراندن اجباری غذا به غازها و اردکها پرداختهاند.
💡 وی در سال ۲۰۱۴ خواستار پایان دادن به جنگ داخلی سوریه شد: «ما باید از هوش انسانیمان برای پایان دادن به این جنگ بهره ببریم. منِ پدر، وقتی رنج کشیدن بچههای سوری را میبینم، با خود میگویم: دیگر بس است.»