آخرزمان
مترادفها
پایان جهان، قیامت، روز جزا
لغت نامه دهخدا
( آخرزمان ) آخرزمان. [ خ ِ زَ ] ( اِ مرکب ) آخرالزّمان. قسمت واپسین از دوران که بقیامت پیوندد:
خواهم شدن بکوی مغان آستین فشان
زین فتنه ها که دامن آخرزمان گرفت.حافظ.از آن زمان که فتنه چشمت بمن رسید
ایمن ز شر فتنه آخرزمان شدم.حافظ.- پیغمبر آخرالزمان یا آخرزمان؛ رسول خاتم، صلوات اﷲعلیه.
- مهدی آخرزمان؛ مهدی موعود علیه السلام.
فرهنگ معین
( آخرزمان ) (خَ. زَ ) [ ع. ] (اِمر. ) ۱ - دورة آخر. ۲ - قسمت واپسین از دوران روزگار که به قیامت متصل گردد، آخرالزمان. ۳ - مجازاً روزگاری که در آن حوادث نامعمول یا کارهای ناپسند زیاد روی می دهد.، پیغمبر ~محمّد مصطفی (ص ).
فرهنگ فارسی
( آخر زمان ) ( اسم ) ۱- دور. آخر. ۲ - قسمت واپسین از دوران روزگار که بقیامت متصل گردد آخر الزمان. یا پیغمبر آخر زمان. محمد مصطفی ( ص ) یا مهدی آخر زمان. مهدی موعود ( ع ).
قسمت واپسین از دوران که بقیامت پیوندد
ویکی واژه
آخرزمان
(قدیمی): آخرالزمان. خواهم شدن به کوی مغان آستینفشان/ زین فتنهها که دامن آخرزمان گرفت. «حافظ»
جمله سازی با آخرزمان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ساقی در این آخرزمان بگشاد خم آسمان از روح او را لشکری وز راح او را رایتی