سمباده

مترادف‌ها

سنباده

لغت نامه دهخدا

سمباده. [ س ُ دَ / دِ ] ( اِ ) سنگی سخت که در تیز کردن و جلا دادن شمشیر و کارد بکار میبرند. ( ازناظم الاطباء ). سنگی است که صیقل را شاید. ( لغت نامه اسدی ). سنگ سمباده. ( فرهنگ فارسی معین ):
از این کوه سمباده زر برند
هم ارزیز و پولاد و گوهر برند.اسدی.

فرهنگ عمید

= سنباده

فرهنگ فارسی

( اسم ) سنباده. سنگ سمباده.

جمله سازی با سمباده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ذوب بوکسیت بدون اعمال اتمسفر احیاء منجر به ایجاد یک توده ترد سیاه رنگ می‌شود. پودرهای بدست آمده از آن در اروپا در تولید ساینده‌های پوششی و در صنایع اپتیکی و نوری استفاده می‌شود. این مواد به عنوان ماده ای با کیفیت اندکی پایین‌تر از آلومینای ذوبی قهوه ای برای کاغذهای سمباده به کار گرفته می‌شود.

💡 در برخی موقعیت‌ها، مانند رنگ آمیزی داخلی خانه، بافت پوست پرتقال معمولاً مورد توجه و مطلوب می‌باشد. در این مورد ابتدا این نوع بافت را با یک پیستوله رنگ ایجاد و سپس روی آن بافت را به رنگ دلخواه رنگ‌آمیزی می‌‌کنند. در هنگام رنگ آمیزی دیوار می‌توان این بافت را به وسیله‌ی غلطک‌های رنگ آمیزی آغشته به رنگ کم یا رنگ غلیظ ایجاد کرد. در این حالت، سطح رنگ شده پیش از اینکه به حالت هموار درآید خشک می‌شود. راهاه چاره آن استفاده ازسمباده نرم بعد ازخشک شدن کامل رنگ میباشد

💡 نجار پس از اتمام مراحل برش چوب، با استفاده از یک سمباده بسیار نرم، سطح قطعه را کاملاً صاف و آماده برای رنگ‌آمیزی نهایی کرد.

💡 برای از بین بردن لایه‌های زنگ‌زده از روی سطح فلزی قدیمی، ابتدا باید از سمباده با دانه‌بندی درشت استفاده کرد و سپس به سمباده نرم رسید.

💡 هنرمندان صنایع دستی معمولاً از سمباده‌های ظریف برای صیقلی کردن سطح ظروف سفالی و ایجاد بافتی یکدست قبل از اعمال لعاب استفاده می‌کنند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران