لغت نامه دهخدا
سلی. [ س َ لا ] ( ع اِ ) پوستی که بر روی بچه درکشیده زاید و آنرا بفارسی یارک خوانند. ج، اَسلاء. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( صراح اللغة ). رجوع به تشریح میرزا علی ص 954 شود.
سلی. [ س َ لا ] ( ع اِ ) پوستی که بر روی بچه درکشیده زاید و آنرا بفارسی یارک خوانند. ج، اَسلاء. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( صراح اللغة ). رجوع به تشریح میرزا علی ص 954 شود.
( صفت ) منسوب به سل مزاج سلی.
پوستی که بر روی بچه در کشیده زاید و آنرا بفارسی یارک خوانند. جمع اسلائ.
سلی (آستارا). سلی یک روستا در ایران است که در دهستان چلوند شهرستان آستارا واقع شده است. سلی ۳۰ نفر جمعیت دارد.
💡 احمد المخینی (عربی: أحمد سليم ثويني المخيني؛ زادهٔ ۲ مهٔ ۱۹۸۵) یک ورزشکار اهل عمان است.
💡 سلیم زعنون (عربی: سليم الزعنون؛ زادهٔ دسامبر ۱۹۳۴) در غزه زاده شد. او به ابو ادیب، به عنوان یک سیاستمدار کهنهکار فلسطینی نیز مشهور است. او از ۱۹۹۳ عضو و رئیس مجلس ملی فلسطین بودهاست. زعنون یکی از بنیانگذاران فتح و عضو شورای مرکزی باقی ماندهاست. زعنون در ۱۹۵۵ برای تحصیل در رشته حقوق به دانشگاه قاهره وارد شد؛ و در ۱۹۵۷ دیپلم حقوق و در ۱۹۵۸ در رشته تخصصی سیاسی و اقتصادی دیپلم گرفت. در بیست و یکمین جلسه شورای ملی فلسطین در ۱۹۹۶ در غزه باتفاق آرا به ریاست شورا انتخاب شد. او شانزدهمین رئیس گردشی کنگره پارلمان عربی در مارس ۲۰۱۰ بود.