سریار

فرهنگستان زبان و ادب

{captain} [ورزش] یکی از اعضای باتجربۀ تیم که مسئول هماهنگی میان بازیکنان و ارتباط بین بازیکنان و داور و تصمیم گیری در مواقع معین بازی باشد

ویکی واژه

یکی از اعضای باتجربۀ تیم که مسئول هماهنگی میان بازیکنان و ارتباط بین بازیکنان و داور و تصمیم‏گیری در مواقع معین بازی باشد.

جمله سازی با سریار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 چون سر بتهی زن سریاری گیرد اسب تو عنان ز هر سواری گیرد

💡 وصال او طلبیدن نه کار هر خامی است بسوز ای دل اگر با منت سریاری است

💡 داری برقیبان سریاری عجب از تو بر گریه ی ما رحم نداری عجب از تو

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران