سرغین. [ س َ / س ِ ] ( اِ ) سرنا که مخفف سورنای است و آن را نای ترکی نیز خوانند. ( برهان ). سرنایی باشد که آن را نای ترکی گویند و در اصل سورنای است که در عروسی و عشرت نوازند و آن را سرغینه نیز گفته اند. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ):
چو آمد به نزدیکی رزمگاه
دم نای سرغین برآمد ز راه.فردوسی.خروش آمد و ناله کرنای
دم نای سرغین و هندی درای.فردوسی.بفرمودتا گیو و گودرز و طوس
برفتند با نای سرغین و کوس.فردوسی.ز هر سو همی کوس زرین زدند
دو سرنای روئین و سرغین زدند.اسدی.
(سَ ) (اِ. ) سرنا.
سازی شیپورمانند که هنگام جنگ می نواختند، نای ترکی، نای رومی، سرنا، سورنای: غو کوس با نالهٴ کرّ نای / دم نای سرغین و هندی درای (فردوسی: ۳/۵۵ ).
سرنا، آلتی مانندشیپورکه درجنگ نوازند، نای
( اسم ) سرنا سورنای.
سرغین ( به عربی: سرغین ) یک شهرداری در الجزایر است که در استان تیارت واقع شده است. ایمان دادور
سرنا.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز هر سو همی کوس زرین زدند دو سرنای رویین و سرغین زدند
💡 برآمد خروش از بر گاودم دم نای سرغین و رویینه خم
💡 جهان آشفتهدل روز نبرد از برق صمصامش سپهر آسیمهسر گاه جدال از بانگ سرغینش
💡 غو کوس با نالهٔ کرنای دم نای سرغین و هندی درای
💡 ستاده به سرغین کوس و بنه کجا عمرو حجاج در میمنه
💡 بناگه برآمد غو کره نای ابانای و سرغین و هندی درآی