سر بر خط نهادن

لغت نامه دهخدا

سر بر خط نهادن. [ س َ ب َ خ َ ن ِ / ن َ دَ ] ( مص مرکب ) اطاعت کردن. ( غیاث ) ( آنندراج ):
نبود عاشقی امسال مر مرا درخور
کنون که آمد بر خط نهاد باید سر.فرخی.آهو بدل تو مهر داده
بر خط تو شیر سر نهاده.نظامی.رجوع به سر شود.

فرهنگ معین

( ~. بَ. خَ. نَ دَ ) [ فا - ع. ] (مص ل. ) فرمانبردار شدن، مطیع شدن.

فرهنگ فارسی

اطاعت کردن

ویکی واژه

فرمانبردار شدن، مطیع شدن.

جمله سازی با سر بر خط نهادن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سران ناکام سر بر خط نهادند دوال از بند گیتی برگشادند

لحظه یعنی چه؟
لحظه یعنی چه؟
مجارشین یعنی چه؟
مجارشین یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز