زهرچشم

لغت نامه دهخدا

زهرچشم. [ زَ چ َ / چ ِ ] ( اِ مرکب ) غضبی که از نگاه تند محسوس شود. ( آنندراج ). نگاهی که از روی خشم و غضب کنند. ( فرهنگ فارسی معین ).
- زهرچشم از کسی یا کسانی گرفتن؛ با عملی آنها را ترسانیدن. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).
- زهرچشم نشان دادن به کسی؛ مرعوب کردن او را. ( از یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).

فرهنگ معین

(زَ چَ یا چِ ) (اِمر. ) نگاهی که از روی خشم و غضب کنند.

فرهنگ عمید

نگاه از روی خشم و غضب.

فرهنگ فارسی

( اسم ) نگاهی که از روی خشم و غضب کنند

ویکی واژه

نگاهی که از روی خشم و غضب کنند.

جمله سازی با زهرچشم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ز زهرچشم او رگ در تنم مارست پنداری سر هر موی بر تن نیش خونخوارست پنداری

💡 بد خوی من گذشت ز قتل من و هنوز آن زهرچشم و چین جبین می کشد مرا

💡 تلخ و شیرین جهان در نظرم یکسان است زهرچشم است گوارا چو شکرخند مرا

شکوه یعنی چه؟
شکوه یعنی چه؟
ورژن یعنی چه؟
ورژن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز