زاد و رود

لغت نامه دهخدا

زاد و رود. [ دُ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) اولاد و فرزندان. ( فرهنگ رازی ). زاد و ذریات. زه و زاد. رجوع به زاد شود.

فرهنگ معین

( ~. ) (اِمر. ) فرزندان، نسل.

فرهنگ عمید

اولاد، فرزندان، مجموع فرزندان کسی از پسر و دختر.

فرهنگ فارسی

اولاد و فرزندان زاد و ذریات
فرزند، نسل، اولاد، فرزندان، مجموع دختریاپسر

ویکی واژه

فرزندان، نسل.

جمله سازی با زاد و رود

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زاد و رودت هم از این میوه خورند آنچه مامان کاشت رودان بدروند

💡 شکوفه بدان روزکوته که داشت برفت‌و بسی‌زاد و رودی گذاشت

💡 دور از زاد و رود وتوشه و زاد آن به خرجرد و این به شمس‌آباد

💡 ﴿و چون ابراهیم را پروردگارش به شعائری چند آزمود و آموزش داد و او آنها را به انجام رساند، فرمود من تو را پیشوای مردم می‌گمارم. گفت و از زاد و رود من چه کسی را می‌گماری؟ فرمود عهد من به ستمکاران مشرکان نمی‌رسد. ﴾ (۱۲۴)

💡 یک جا به شاخسار، خروشان تذرو نر یک سو تذرو ماده به همراه زاد و رود

دماغه یعنی چه؟
دماغه یعنی چه؟
بنده پروری یعنی چه؟
بنده پروری یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز